شمارهٔ ۱۶۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جذابیت معشوق است. شاعر میگوید که هر لحظه از چشم معشوقش باید نظری به دل او بیفتد و با وجود اینکه او بارها معشوق را دیده، هنوز احساس میکند که نیاز به دیدن دوبارهاش دارد. معشوق دارای ناز و سرکشی است و شاعر به او یادآوری میکند که باید مقداری محبت و وفا نیز از خود نشان دهد. او در ادامه میگوید که هیچ موجودی در این جهان به زیبایی معشوق نیست و امید به دیدن او باعث شده که جان و دلش خاکی شود. همچنین، او به فراق و دوری اشاره میکند و میگوید که برای طی کردن مسیر عشق باید تلاش بیشتری کند و در این مسیر از خود غافل نشود.
هردم از چشم تو دل را نظری میبایدصد نظر دید و هنوزش دگری میباید
هوش مصنوعی: هر لحظه باید دل را به نگاه تو مشغول کرد، زیرا بارها و بارها باید به تو نگاه کرد و هنوز هم نگاهی تازه و جدید نیاز است.
آن قدر سرکشی و ناز، که باید، داریشیوه مهر و وفا هم قدری میباید
هوش مصنوعی: تا حد زیادی سرکشی و ناز و ادا داری، اما برای عشق و وفا هم کمی باید از خودت نشان بدهی.
هرچه در عالم خوبیست از آن خوبترینتوان گفت کزان خوبتری میباید
هوش مصنوعی: هر چه در دنیا خوبی وجود دارد، از آن بهتر نمیتوان گفت، زیرا باید از خوبتری سخن گفت که بالاتر از آنهاست.
به امید نظری در گذرت خاک شدیماز تو بر ما نظری و گذری میباید
هوش مصنوعی: ما به امید یک نگاه از جانب تو، در کنارت به خاک افتادیم. اکنون نیاز است که نگاهی به ما بیندازی و از کنار ما بگذری.
گفتی: از وصل خبر یافتهای، خوش دل باشخبری هست ولیکن اثری میباید
هوش مصنوعی: تو گفتی که از وصال آگاه شدهای، امیدوار باش؛ خبری وجود دارد اما باید نشانی از آن نیز باشد.
به قدم طی نشود راه بیابان فراققطع این مرحله را بال و پری میباید
هوش مصنوعی: برای پیمودن راه دوری که از یکدیگر جدا شدهایم، باید بال و پر داشته باشیم؛ چرا که بدون آن، نمیتوانیم این مسیر را طی کنیم.
در ره عشق، هلالی، خبر از خویش مپرسکه درین راه ز خود بیخبری میباید
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، هلالی، از حال خود نپرس که در این راه باید بیخبر از خود باشی.