تناجی
هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۶۷

ای کسانی که بخاک قدمش جا داریدگاه گاه از من محروم شده یاد آرید
تا کی از حسرت او خیزم و بر خاک افتم؟وقت آنست که از خاک مرا بردارید
گر ز نزدیک نخواهد که ببینم رویشباری، از دور بنظاره او بگذارید
بی شمارند صف جمع غلامان در پیشبنده را در صف آن جمع یکی بشمارید
گرد آن کوی سگانند بسی، بهر خداکه مرا نیز در آن کوی سگی پندارید
بعد مردن سر من در سر کویش فگنیدور توانید بخاک قدمش بسپارید
تا کی، ای سنگدلان، مرگ هلالی طلبید؟مُرد بیچاره، شما نیز همین انگارید