شمارهٔ ۱۸۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت شخصی خاص است که شاعر او را بهتر از همه خوبان میداند. او زیبایی چهره و صفات این فرد را با دیگران مقایسه میکند و میگوید که هیچکس مانند او نیست. رنگ و حالت صورتش را از گل و شبنم زیباتر میداند و به سبز و خرم بودن باغی اشاره میکند که تحت تصرف اوست. شاعر به تسلیم شدن جانش در برابر این زیبایی اشاره میکند و حتی حاضر است برای او به سختی زندگی کند. در نهایت، او خاک پای این شخص را با آب زمزم مقایسه میکند و نشان میدهد که برای او چقدر ارزشمند است.
ای به خوبی از همه خوبان عالم خوبترشیوه حسن و جمالت هر یک از هم خوبتر
هوش مصنوعی: ای محبوبی که از همه زیباتر هستی، هر یک از صفات و زیباییهای تو از زیباییهای دیگران بهتر است.
آدمی، گر یوسف مصرست، مانند تو نیستای تو از مجموع فرزندان عالم خوبتر
هوش مصنوعی: انسان، اگر چه مانند یوسف زیبایی دارد، اما تو از تمام فرزندان جهان بهتر و زیباتری.
رنگت از می حالتی دارد، که از گل خوشتر استوآن عرق بر عارض پاکت ز شبنم خوبتر
هوش مصنوعی: چهرهات حالتی دارد که از زیبایی گلها نیز بالاتر است و عرقی که بر روی صورت نازنینت نشسته، از شبنم هم لطیفتر و زیباتر است.
خوبتر شد روی گلگونت، به دور خط سبزآری، آری، باغ باشد سبز و خرم خوبتر
هوش مصنوعی: صورت زیبا و رنگین تو خوشتر شده است، زیرا دور تا دور چهرهات خط سبزی وجود دارد که نشانی از باغی سرسبز و شاداب است.
ملک جان، تسلیم سلطان خیالش شد، که هستکشور ما بر چنین شاهی مسلم خوبتر
هوش مصنوعی: دلت به خاطر سلطان خیالت تسلیم شده است، زیرا بر این باور هستی که وجود چنین شاهی در کشور ما مسلم است و بهتر از این نمیتوان یافت.
کاسه کاسه با سگانت میخورم خون جگرزآن که می خوبست و با یاران همدم خوبتر
هوش مصنوعی: من با سگهای تو از کاسههای خودم میخورم و خون دل مینوشم، زیرا این کار برایم بهتر است تا با دوستان بهتر و خوشنوا بنشینم.
تشنهلب بوسد هلالی خاک آن در، زآن که هستخاک پای پاک آن کو ز آب زمزم خوبتر
هوش مصنوعی: آدم تشنهای، با لبهای خشک، گرد و غبار آن در را میبوسد؛ زیرا این خاک، در مقایسه با آب زمزم، بهتر و باارزشتر است.