شمارهٔ ۱۸۱
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و شوق عمیق شاعر به معشوق است. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا، قامت و زیبایی معشوق را برتر از هر چیز دیگر میداند و دلنوازتر از هر لعل و جواهری توصیف میکند. او در آرزوی شبهایی با معشوق است که دمی پایانه نداشته باشد و از درد فراق او به شدت رنج میبرد. همچنین، شاعر خود را به دل نیاز معشوق سپرده و او را بینیاز مییابد. در نهایت، شاعر از دست دادن فرصتها در عشق را lament میکند و از معشوق میخواهد که در این راه کمکش کند.
ای قامتت ز سرو سهی سرفرازترلعلت، ز هر چه شرح دهم، دلنوازتر
هوش مصنوعی: ای قامت تو از درخت سرو نیز بلندتر و رشیدتر است و لبهای تو از هر چیزی که بگویم، دلانگیزتر و شیرینتر هستند.
از بهر آنکه با تو شبی آورم بروزخواهم شبی ز روز قیامت درازتر
هوش مصنوعی: برای اینکه شبی را در کنار تو بگذرانم، روز را حتی بیشتر از روز قیامت طولانی میکنم.
جان از تب فراق تو در یک نفس گداختهرگز تبی نبود ازین جانگدازتر
هوش مصنوعی: جانم از شدت دلتنگی و دوری تو در یک دم سوزان گشته است؛ هیچ درد و رنجی به اندازه این جانکاه نیست.
من در رهت نهاده بیاری سر نیازتو هر زمان زیاری من بی نیازتر
هوش مصنوعی: من در مسیر تو، همیشه با نیاز به تو قدم میزنم و در هر لحظه، بینیازتر از قبل میشوم.
درباختیم دنیی و عقبی بعشق پاکدر کوی عشق نیست ز ما پاکبازتر
هوش مصنوعی: ما دنیا و آخرت را به خاطر عشق خالص در راه عشق از دست دادهایم و در این راه هیچکس از ما بیشتر دلسپرده و فدای عشق نشده است.
دردا! که باز کار هلالی ز دست رفتکارش بساز، ای ز همه کارسازتر
هوش مصنوعی: آه! دوباره کار هلالی خراب شد و از کنترلش خارج شده است. ای کسی که از همه بیشتر توانایی در درست کردن کارها را داری، به او کمک کن.