شمارهٔ ۱۸۲
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به توصیف عشق خود به معشوقش میپردازد و بیان میکند که این عشق روز به روز بیشتر میشود. او خود را عاشقترین و زیرترین درویش معرفی میکند و تأکید دارد که غم و دردش کمتر از صبر او نیست. عشق معشوق به او لطمه زده و او را در معرض رسوایی قرار داده است، همچنین به نقد بتپرستی و بدکیشتی میپردازد. در نهایت، اشارهای هم به زیبایی و ناز معشوق دارد که باعث غم و دردش شده است.
تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش ترعاشق روی توام بیشتر از پیش تر
هوش مصنوعی: با زیبایی و جذابیت تو، عشق و شیفتگیام به تو بیشتر شده است و هر روز عمیقتر از قبل میشود.
ای بتو میل دلم هر نفسی بیشترخوبی تو هر زمان بیشتر از پیش تر
هوش مصنوعی: هر لحظه دل من بیشتر به تو تمایل دارد و خوبی تو در هر زمان بیشتر و بیشتر میشود.
پرسش اگر میکنی عاشق درویش رااز همه عاشق ترم وز همه درویش تر
هوش مصنوعی: اگر میخواهی بپرسی، من بیشتر از هر عاشق دیگری به عشق پایبندم و از هر درویش دیگری هم درویشتر هستم.
با غم ایوب نیست رنج مرا نسبتیصبرم ازو کمترست، دردم ازو بیش تر
هوش مصنوعی: غم و درد من هیچ شباهتی به غم ایوب ندارد. صبر من از صبر او کمتر است و درد من بیشتر از درد اوست.
عشق تو اندیشه را سوخت، که رسوا شدمور نه کس از من نبود عاقبت اندیش تر
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری فشار و تاثیر داشت که تمام تفکرات و اندیشههایم را نابود کرد. اگر به خاطر این عشق رسوا شدم، در غیر این صورت کسی به حالم نمیرسید و به فکر من نبود.
کیش بتان کافریست، مذهب ایشان ستمو آن بت بد کیش من از همه بد کیش تر
هوش مصنوعی: کیش خدایان کافرانه است و اعتقادات آنها ظالمانه است. این بت بدی که من به آن اعتقاد دارم، از همه بدیها بدتر است.
غمزه زنان آمدی، سوی هلالی بنازسینه او ریش بود، آه! که شد ریش تر
هوش مصنوعی: تو با ناز و غمزگی به طرف هلالی آمدی، ولی سینهات پر از غم است. آه! چه بر سر آن غم آمده است که بیشتر شده.