شمارهٔ ۱۹۸
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی دعوت به رهایی از قید و بندهای دینی و اجتماعی است. شاعر از زاهدان خواسته که به جای خشکمناشی در صومعه، از زندگی لذت ببرند و مست خوشیها شوند. او همچنین به زیبایی و قامت درست اشاره میکند که اگر بخواهند، میتوانند خود را بلند و شکوهمند جلوه دهند هرچند ممکن است به نظر کوچک و پست بیایند.
در ادامه، شاعر به مسالهٔ دوستی و همنشینی با دیگران اشاره میکند و به دل میگوید که باید از قید و بندها رها شود و بپذیرد که عشق مهم است. او همچنین توصیه میکند که زبان به طعنه و انتقاد از دیگران باز نکنیم و از مشکلات دیگران فاصله بگیریم، زیرا هر کس با موقعیت خود باید زندگی کند. در مجموع، این اشعار دعوت به آزادی، لذتجویی و همدلی با دیگران است.
زاهد، بکنج صومعه می نوش و مست باشیعنی که دوزخی شدی، آتش پرست باش
هوش مصنوعی: ای زاهد، در گوشهی صومعه بنشین و بنوش و مست باش، زیرا که تو به دوزخی تبدیل شدهای و آتش را پرستش میکنی.
ای سرو، اعتدال قدش نیست چون تراخواهی بلند جلوه نما، خواه پست باش
هوش مصنوعی: ای سرو، تو همچنان که قد بلندی داری، میتوانی با جلوهات خود را زیباتر نشان دهی، حتی اگر قدت کوتاه باشد.
در خون نشسته ایم، بخون ریز بر مخیزبنشین دمی و همدم اهل نشست باش
هوش مصنوعی: ما در غم و اندوه عمیقی به سر میبریم، اما تو هم اکنون کمی آرام بگیر و با جمعی که در این حال هستند، هم صحبت شو.
ای دل، سری ز عالم آزادگی برآریعنی بقید عشق کسی پای بست باش
هوش مصنوعی: ای دل، به عالم آزادگی و رهایی توجه کن و به خاطر عشق کسی، خود را به قید و بند آن عشق بسپار.
مگشا زبان طعنه، هلالی، بعیب کسما را چه کار؟ گو: دگری هر چه هست باش!
هوش مصنوعی: زبان خود را به طعنه باز نکن، هلالی، عیب کسی به ما چه مربوط است؟ بگو که دیگری هرچه هست، باشد!