تناجی
هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۱۲

گر من ز شوق خویش نویسم به یار خطیک حرف از آن ادا نشود در هزار خط
خوش صفحه ایست روی تو، یارب! که تا ابدهرگز بر آن ورق ننشاند غبار خط
ما را بدور حسن تو با نو خطان چه کار؟تا روی ساده هست نیاید بکار خط
خط گو: مباش گرد رخت، وه! چه حاجتستمجموعه جمال ترا بر کنار خط؟
از خط روزگار مکش سر، که عاقبتبر دفتر حیات کشد روزگار خط
زین پیش حسن خط بتان معتبر نبوددر دور عارض تو گرفت اعتبار خط
قاصد، بغیر چند بری خط یار را؟یک بار هم بنام هلالی بیار خط