تناجی
هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۸۰

خراب یک نظر از چشم نیم خواب توایمبحال ما نظری کن، که ما خراب توایم
سؤال ما بتو از حد گذشت، لب بگشاکه سالهاست که در حسرت جواب توایم
چه حد آن که توانیم هم عنان تو شد؟همین سعادت ما بس که: در رکاب توایم
عتاب تو کشد و ناز تو هلاک کندهلاک ناز تو و کشته عتاب توایم
عجب نباشد اگر از لبت بکام رسیمکه مست باده نازی و ما کباب توایم
ز مهر روی تو داریم داغها بر دلستاره سوخته از تاب آفتاب توایم
من و هلالی ازین در بهیچ جا نرویمچرا که همچو سگان بسته طناب توایم