شمارهٔ ۲۹۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و عظمت یک محبوب است که به عنوان بهترین و زیباترین از همه خوبان شناخته میشود. شاعر توصیف میکند که همه خوبان در سایهٔ این محبوب قرار دارند و عزت و اعتبارشان به او وابسته است. او از چشمهای زیبا و جذاب محبوب سخن میگوید که از حسرت به وجود آنها اشک میریزد. همچنین، از محبوب میخواهد که نگاهی به او بیندازد. در نهایت، شاعر به تضاد زیبایی این محبوب و خوبان دیگر اشاره میکند و او را خورشید عالم و ماه خوبان مینامد.
ای ماه من و شاه سپاه همه خوبانخوبان همه شاهند و تو شاه همه خوبان
هوش مصنوعی: ای ماه من و فرمانده سپاه، تمام زیباییها زیبا هستند و تو فرمانروای همه آنها هستی.
آنجا که تو بر مسند عزت بنشینیبر باد رود حشمت و جاه همه خوبان
هوش مصنوعی: هر جا که تو در جایگاه و مقام بلند بنشینی، قدرت و شکوه همه نیکان از بین میرود.
از حسرت آن چشم، که بی سرمه سیاهستخون می رود از چشم سیاه همه خوبان
هوش مصنوعی: نگاهی به آن چشمان زیبا و بدون سرمه، حسرت بار است؛ چرا که اشک از چشمان سیاه همه محبوبان ریخته میشود.
سویم نظری کن، که بسی خوب تر افتدزان چشم نگاهی ز نگاه همه خوبان
هوش مصنوعی: به من نگاهی بینداز، که این نگاهت از نگاه تمام زیبا رویان دنیا زیباتر خواهد بود.
خوبان، چو سراسر همه در راه تو خاکندخاکست سرم بر سر راه همه خوبان
هوش مصنوعی: بهترینها همه در مسیر تو خاک افتادهاند، و من خاک سرم را بر سر راه همه این خوبان میگذارم.
تیغ از کف خوبان گنهی نیست وگر هستبر گردن من باد گناه همه خوبان!
هوش مصنوعی: تیغ و شمشیر خوبان، به خاطر خطا و گناهی که من مرتکب شدهام، نیست. اگر هم خطایی وجود دارد، این گناه به گردن من افتاده است.
پرسید که: آن زهره جبین کیست، هلالیخورشید همه عالم و ماه همه خوبان
هوش مصنوعی: پرسید که آن دختر زیبای با جبین نورانی کیست که همچون هلالی در آسمان به نظر میرسد و در میان همه زیبا رویان دنیا مانند ماه میدرخشد.