شمارهٔ ۲۹۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوب خود اشاره میکند و از او میخواهد که از معاشرت با افراد نالایق پرهیز کند. او تأکید میکند که عشق و دوستی واقعی در میان جوانان هوسران وجود ندارد و نباید به آنها تکیه کرد. شاعر همچنین از جفاهای رقیب و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید و آرزو میکند که محبوبش به وصال معشوق خود برسد.
ای پریچهره من، چند نشینی بکسان؟دامن چون تو گلی حیف که گیرند خسان!
هوش مصنوعی: ای زیبای دلربا، چه مدت میخواهی در کنار دیگران بگذرانی؟ دامن تو مانند گل است و حیف است که در دست افراد نادان بیفتد!
ماه من، چند باغیار کنی هم نفسی؟تیره شد آینه لطف تو زین هم نفسان
هوش مصنوعی: ماه من، چقدر میخواهی با دیگران همصحبت شوی؟ زیبایی تو به خاطر این همراهیها کمرنگ شده است.
پیش هر سفله بشیرین سخنی لب مگشاشکرستان تو حیفست بکام مگسان
هوش مصنوعی: در حضور هر انسان کمارزشی، زبان را بر روی شیرینیها نبازید؛ زیرا خوشیهای شما شایستهتر از آن است که به خواستههای مگسها توجه کنید.
تکیه بر عشق جوانان هوسناک مکنکه بغیر از هوسی نیست درین بوالهوسان
هوش مصنوعی: به عشق جوانان بیتجربه اعتماد نکن، زیرا آنها جز هوسرانی چیزی از خود ندارند.
سوخت بیچاره هلالی ز جفاهای رقیبچاره اش وصل حبیبست، خدایا، برسان!
هوش مصنوعی: هلالی به شدت از ظلم و ستم رقیب رنج میبرد و تنها راه نجات او وصال محبوبش است. خداوند، لطفاً این وصال را به او برسان!