شمارهٔ ۳۰۴
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و تنشهای عاطفی شاعر میپردازد. شاعر از دل خود میخواهد که به سوی محبوب نرود و از بیتابی و شورش خودداری کند. او از معشوق میخواهد که خود را از سرکشی و ناز دور کند و نگذارد عشق او را بیشتر رسوا کند. شاعر همچنین از اشکهایش میگوید که بر چهرهاش نمایان نشود و او را به حال خود رها کند. در نهایت، شاعر به محبوبش میگوید که با ناز و غمزههایش دل او را بیش از این آزرده نکند و از او میخواهد که از فریباییاش در برابر دیگران خودداری کند.
ای دل، بکوی او مرو، از بیخودی غوغا مکنخود را و ما را بیش ازین در عاشقی رسوا مکن
هوش مصنوعی: ای دل، به سراغ او نرو، از خودبیخودی صدا راه نینداز و ما را بیشتر از این در عشق رسوا نکن.
ای اشک سرخ و گرم رو، بر چهره ام ظاهر مشوآبی که پنهان خورده ام در روی من پیدا مکن
هوش مصنوعی: ای اشک سرخ و گرم، بر چهرهام نیا؛ آبی که در دل پنهان کردهام را بر روی من نرو، نشان نده.
تا چند ناز و سرکشی؟ آخر بجان آمد دلمبر عاشق مسکین خود زین بیش استغنا مکن
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی ناز و ادا کنی؟ دل من دیگر طاقت ندارد، ای عاشق بیچاره! از این بیشتر به خودفروشی و بیاعتنایی ادامه نده.
من حاضر و تو باکسان هر دم نمایی عشوه ایاینها مکن، ور می کنی، در پیش چشم ما مکن
هوش مصنوعی: من همیشه در کنار تو هستم، اما تو به دیگران زل میزنی و محبت نشان میدهی. این کار را نکن، اگر هم این کار را میکنی، حداقل در برابر چشمان من این کار را انجام نده.
تا چند، هر دم غنچه سان خندی بروی این و آن؟چون شاخ گل باش، از حیا، سر پیش کس بالا مکن
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی مانند غنچه هر لحظه به دیگران لبخند بزنی؟ مثل یک شاخه گل باش و از حیا، سر خود را در حضور دیگران بلند نکن.
با ابروی چون ماه نو، هوش هلالی را مبرماه هلال ابروی من، عقل مرا شیدا مکن
هوش مصنوعی: با ابروی زیبا و دلنشینت، خواب و خیال مرا از بین نبر. در این حالتی که جای تو به هلال است، عقل و درک من را دیوانه نکن.