شمارهٔ ۳۵۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای معشوقهاش میپردازد و از تاثیرات عمیق آنها بر خود سخن میگوید. او به چشمان معشوقه اشاره میکند که باعث بیخوابیاش شده، زلفهای او که بر دلش تاثیر گذاشته، ابروهایش که او را در گوشهی محراب نگه داشته، مژگانی که او را کشته و لبهایش که دلش را مجروح کردهاند. همچنین، از زیبایی هلالی شکل او که مانند شعلهای درونش میسوزد، سخن میگوید. در کل، شاعر در این شعر غرق در عشق و زیباییهای معشوقهاش است.
این چه چشسمت؟ که بی خوابم ازووین چه زلفست؟ که بی تابم ازو
هوش مصنوعی: این چه نگاهی است که باعث بیخوابی من شده و این چه مویی است که مرا به شدت بیتاب کرده است؟
این چه ابروست که با پشت دو تاساکن گوشه محرابم ازو؟
هوش مصنوعی: این ابرو چه زیبایی دارد که در پشت دو تا، به آرامی در گوشهی محرابم نشسته است؟
این چه مژگان درازست، که منکشته خنجر قصابم ازو؟
هوش مصنوعی: این چه مژههای بلندی است که من به خاطر آن مانند کسی قربانی شدهام که به دست قصاب کشته شده است؟
این چه لعلست، که تا دید دلمهر دم آغشته بخونابم ازو؟
هوش مصنوعی: این چه زیبایی است که وقتی به آن نگاه میکنم، قلبم به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد و احساس درد و غم را در وجودم حس میکنم؟
این چه تابست؟ هلالی، که فتادشعله در خرمن اسبابم ازو
هوش مصنوعی: این چه روزگار عجیبی است که مثل هلال ماه، آتش به جان وسایل و داراییهای من انداخته است.