شمارهٔ ۳۵۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تضاد میان زیبایی و زشتی، عشق و جدایی، و فریبندگی و دیوانگی اشاره میکند. بلبل به باغ و جغد به ویرانه اشاره میکند و هر کس بر اساس همت و تلاش خود زندگی میسازد. چشم محبوب او را به دیوانگی کشانده و او از دوری معشوقش احساس درد میکند. شاعر از معشوقش میپرسد چرا رقیب او شده و چرا از او بیگانه است. همچنین شاعر تأکید دارد که باید از حکایت عشق خود بگویند قبل از این که دیگران داستان آنها را بسازند. او از معشوق میخواهد که پیمانهای بیاورد تا پس از آن به یاد هم بر خاک این دنیا بنوشند. در پایان به خوشحالی هلالی مسکین اشاره میکند که جهان را مانند دانهای میبیند که بر باد رفته است.
بلبل بباغ و جغد بویرانه ساختههر کس بقدر همت خود خانه ساخته
هوش مصنوعی: در باغ, بلبل لانهای ساخته و جغد در ویرانه. هر کس به اندازهی تلاش و آرزوی خود، جایی برای زندگی ایجاد کرده است.
بازم فسون چشم تو افسانه ساختهعقل از سرم ربوده و دیوانه ساخته
هوش مصنوعی: چشمهای تو دوباره جادوگری کرده و عقل مرا فریب داده است؛ به طوری که دلم را دچار دیوانگی کرده است.
یارب، چرا شدست رقیب آشنای تو؟وز من ترا ز بهر چه بیگانه ساخته؟
هوش مصنوعی: خدایا، چرا کسی که باید دوست تو باشد به دشمنی تبدیل شده؟ و چرا تو به من بیتوجهی میکنی و رقیبم را به من نزدیکتر کردهای؟
از ما شنو حکایت ما، پیش ازان که خلقگویند با تو: یک بیک افسانه ساخته
هوش مصنوعی: بهتر است داستان ما را از خود ما بشنوید، پیش از آن که دیگران برای شما داستانها بسازند و روایت کنند.
پیمانه ای بیار و بما ده، که بعد ازیندوران ز خاک ما و تو پیمانه ساخته
هوش مصنوعی: پیمانهای بیاور و به ما بده، زیرا بعد از این دوران، از خاک ما و تو پیمانهای ساخته خواهد شد.
خرسند شد هلالی مسکین بخال اوکه مزرع جهان بهمین دانه ساخته
هوش مصنوعی: هلالی، شخص خوشحال و سادهدلی، از Beauty خال او شاد شده و به این فکر میکند که جهان به همین دانهها و زیباییها ساخته شده است.