شمارهٔ ۳۵۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات عاشقانه و جنونزده خود میپردازد. او از ایجاد فضایی در میخانه و ارتباطش با ساغر و شراب سخن میگوید. دل او را با توصیفاتی چون زنجیر و دیوانگی توصیف میکند و میگوید که دلش در حقیقت جایگاه خداست، اما در دست کافری قرار دارد که آن را تبدیل به بتخانه کرده است. در نهایت، او از شمعی یاد میکند که خود را فدای عشق میکند، مشابه پروانهای که به شمع عشق میورزد. شاعر به زیبایی احساسات درونی و عشق خود را به تصویر میکشد.
ماییم جا بگوشه می خانه ساختهخود را حریف ساغر و پیمانه ساخته
هوش مصنوعی: ما در گوشهای از میخانه نشستهایم و به دنیای خودمان مشغولیم، همدمی نداریم جز جرعهای از شراب و پیمانهای برای نوشیدن.
آن کس که تاب داده بهم طره ترازنجیر بهر عاشق دیوانه ساخته
هوش مصنوعی: آنکه برای عاشق دیوانه، زنجیری از موی تابدار تو درست کرده است.
دل نیست این که در تن افسرده منستدیوانه ایست جای بویرانه ساخته
هوش مصنوعی: این دل من نیست که در جسم خستهام قرار دارد، بلکه دیوانهای است که در مکان خراب و ویرانی زندگی میکند.
دل خانه خداست، چه سازم که کافریآن خانه را گرفته و بت خانه ساخته؟
هوش مصنوعی: دل من مانند خانهای است که متعلق به خداست. اما چه کنم که بیایمانی آن خانه را اشغال کرده و به جای آن، بت پرستی ساخته است؟
ای شمع، پرتوی بهلالی فگن، که اوخود را بسوز عشق تو پروانه ساخته
هوش مصنوعی: ای شمع، نوری بپاش که با خودش، پروانهای به عشق تو میسوزد.