شمارهٔ ۳۶۷
هوش مصنوعی: این شعر به لذتهای عشق و دلتنگی برای معشوق اشاره دارد. شاعر از سختی روزهداری و ناتوانیاش در تحمل دوری محبت سخن میگوید، و به زیبایی و حسن محبوبش اشاره میکند که به مراتب ارزندهتر از روزههاست. او احساس میکند روزه، زبان و کامش را بیمزه کرده و در انتظار عید و پایان روزه به سر میبرد، اما از درد فراق و انتظارش غمگین است. شاعر در نهایت به تأثیر شگرف عشق بر روح و روانش اشاره میکند و از سکوت و خموشی در برابر غم بیپایان روزهداری و ناامیدیاش یاد میکند.
ترا، که جان منی، ساخت ناتوان روزهندانم از چه سبب شد بلای جان روزه؟
هوش مصنوعی: تو که جان من هستی، نمیدانم این بلا بر جان من از چه چیزی ناشی شده است که روزهام را ناتوان ساخته است.
زکوة حسن بنه سوی ما و روزه منهکه این زکوة بسی بهترست از آن روزه
هوش مصنوعی: خوبی و زیبایی خودت را برای ما خرج کن و روزهات را برای ما بگیر، چون که این حسن و خوبی تو بسیار ارزشمندتر از روزهداری است.
زبان و کام ترا روزه بی حلاوت ساختنداشت شرمی از آن کام و آن زبان روزه
هوش مصنوعی: روزه زبان و کام تو را از لذتها بینصیب کرد و از آن زبان و کام روزهدار، هیچ شرمی نداشت.
ز بس که بر در و بام آفتاب طلعت تستبخانه تو گشادن نمیتوان روزه
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و درخشش چهرهات، حتی در روز روشن هم نمیتوانم در خانهات را باز کنم.
رسید دور گل و روزه در میان آمدکجاست عید، که برخیزد از میان روزه؟
هوش مصنوعی: زمانی که به گلها و روزهها نزدیک شدیم، جشنی که انتظارش را میکشیم کجاست که روزهها را کنار بزند و ما را به شادی برساند؟
در انتظار شب عید و نور مجلس یارسیاه گشت بچشم همه جهان روزه
هوش مصنوعی: در انتظار شب عید و نورانی شدن مجالس یار، چشمان همه مردم به خاطر غم و جدایی تیره و تار شده است.
ز ماه روزه، هلالی، فغان مکن همه روزخموش باش، که زد مهر بر دهان روزه
هوش مصنوعی: از ماه رمضانی که به هلال درآمده، ناله و فغان نکن. در طول روز آرام و خاموش باش، زیرا خورشید بر دهان روزهدار زد.