شمارهٔ ۴۰۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و رنجی که به خاطر دوران جدایی و بیوفایی معشوق متحمل میشود، سخن میگوید. او از معشوق میخواهد تا تکبر و خواستههای سنگینش را کنار بگذارد و به او رحم کند. شاعر به تلخی گریههایش اشاره میکند و از خشم و غم ناشی از محبتش میگوید. همچنین به تکرار رفتارهای معشوق اشاره میکند و از او میپرسد که این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت. در نهایت، شاعر به سوختن دل و جانش به خاطر کینه و خشم معشوق اشاره میکند و از او تقاضا دارد که به این رفتارها پایان دهد.
آخر، ای شوخ، دل از جور تو غمگین تا کی؟وین جفاهای تو بر عاشق مسکین تا کی؟
هوش مصنوعی: به چه زمانی میتوانم از درد دل به خاطر نامهربانیهای تو خلاص شوم؟ و این رفتارهای ستمگرانه تو با عاشق بیچاره تا کی ادامه خواهد داشت؟
گریه تلخ مرا کشت، بگو، بهر خداکه: ترا با دگران خنده شیرین تا کی؟
هوش مصنوعی: گریهی دردناک من به من آسیب زد، لطفاً به خاطر خدا بگو که این شادی و خندهی سنگین تو تا کی ادامه خواهد داشت؟
بی سبب چشم ترا خشم بمردم تا چند؟بی جهت گوشه ابروی ترا چین تا کی؟
هوش مصنوعی: چرا بدون دلیل به من خشم میورزی؟ تا چه زمانی بیجهت در ابروی تو نشانههایی از ناراحتی وجود دارد؟
رفتنت شیوه و دیر آمدنت آیینستآمد و رفت باین شیوه و آیین تا کی؟
هوش مصنوعی: رفتن تو یک روش است و دیر رسیدنت یک سنت. تا کی باید به این روش و سنت ادامه دهیم؟
تو سرناز برآورده بشوخی همه روزما ز دردت سر اندوه ببالین تا کی؟
هوش مصنوعی: تو به زیبایی خود افتخار کن و با شوخطبعی زندگی کن، اما ما هر روز به خاطر درد و غم تو، بر روی بالینمان غمگین هستیم. این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت؟
گاه از دوست غمی، گاه ز دشمن المیغم آن چند کشیم و الم این تا کی؟
هوش مصنوعی: گاهی از دوست غم و رنجی داریم و گاهی نیز از دشمن، این درد و رنج را چه زمانی باید تحمل کنیم؟
خشم و کین تو دل و جان هلالی را سوختآه! تا چند بود خشم تو و کین تا کی؟
هوش مصنوعی: خشم و کینه تو دل و جان هلالی را از بین برد و او را به شدت اذیت کرد. تا کی باید شاهد خشم و کینهات باشیم؟