رباعی شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به خداوند اشاره میکند و میگوید اگر به او لطف کند، هیچ نگرانی از دنیا ندارد. اما اگر خداوند بر او خشم گیرد، به سرعت نابود میشود. او بارها از خداوند میخواهد که حال او را درک کند و یادآوری میکند که او فقط یک مشت خاک است و از این خاک چیزی جز خاک نمیآید.
گر فضل کنی ندارم از عالم باکور قهر کنی، شوم به یک بار هلاک
هوش مصنوعی: اگر تو بزرگواری و لطف کنی، من از دنیا و مشکلات آن ترسی ندارم، اما اگر از من خسته شوی و قهر کنی، یکباره نابود میشوم.
روزی صد بار گویم ای صانع پاکمشتی خاکم، چه آید از مشتی خاک
هوش مصنوعی: هر روز بارها میگویم، ای خالق بینظیر، من تنها یک تکه خاک بیشتر نیستم. از یک تکه خاک، چه چیزی میتواند بیرون بیاید؟