رباعی شمارهٔ ۱۸۱
هوش مصنوعی: شاعر به قبر محمود غنی میرود و از او میپرسد که از دنیا چه چیزی با خود برده است. محمود غنی پاسخ میدهد که او فقط دو گز زمین و ده گز پارچه دارد. او همچنین به شاعر میگوید که اگر تو هم مثل من باشی، همین را خواهی داشت. این گفتگو بیانگر بیاهمیتی دنیا و مادیات در نهایت زندگی انسان است.
رفتم به سر تربت محمود غنیگفتم که چه برده ای ز دنیای دنی؟
هوش مصنوعی: به محلی که محمود غنی دفن شده بود، رفتم و از او پرسیدم که از این دنیای فانی چه چیزی را با خود بردهای؟
گفتا که دو گز زمین و ده گز کرباستو نیز همین بری، اگر صد چو منی
هوش مصنوعی: او میگوید که اگرچه تو فقط دو گز زمین و ده گز پارچه داری، اما اگر صد نفر مثل من هم باشیم، باز هم همین مقدار برای تو کافیست.