تناجی
ازرقی هروی

شمارهٔ ۶۳

ای چون هستی برده دل من به هوسچون بنشینم غم فراق تو نه بس
گر چون هستی به دستت آرم زین پسپنهان کنمت چو نیستی از همه کس