شمارهٔ ۶۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعری از زیبایی و تلالو زلف یار صحبت میکند که جانش را به درد آورده است. او میگوید که دلش به خاطر لبهای لعل و زیبای محبوبش شاداب و خوشحال است. همچنین، اشاره میکند که تا زمانی که یار لبهایش را تاریک نکرده، زیبایی او مانند یاقوت ارزشمند و با بهاست.
جان ز خم سر زلف تو گرداند ریشدل زان دو لب لعل تو میباید غیش
هوش مصنوعی: جان بیمار عشق تو از زخمهای زلفت میخورد و دل کوفتهام، از لبت سرخ و خوشرنگ باید لذت ببرد.
تا طیره نکردی ای نگار، از لب خویشیاقوت که مِه بود بها دارد بیش
ای نگار من! از لبان خود شرمگین نباش. [زیرا] یاقوت بزرگ بهای فراوان دارد.