شمارهٔ ۳۱
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر شیفتگی و درد عاشقانهای است که شاعر به معشوقش دارد. شاعر از عشق و غم ناشی از آن صحبت میکند و میگوید که چقدر برای عشقش رنج کشیده و چشمهایش را از گریه پرخون کرده است. او به شبهایی اشاره میکند که به خاطر آرزوی دیدن چهره معشوقش، اشکهایش را به مانند جیحون، جاری کرده است. همچنین میگوید که آماده است تا به خاطر عشقش هرگونه رنج و فریادی تحمل کند و عشق دیگران را به خاطر غم عشق معشوقش فراموش کرده است. به طور کلی، این شعر نشاندهنده عمق احساسات و دلمشغولیهای شاعر در رابطه با عشق است.
از غم عشقت نگارا دیده پرخونکردهامتا رخ و عارض زخون دیده گلگون کردهام
هوش مصنوعی: به خاطر غم عشق تو، چشمانم پر از اشک و خون شده و به خاطر تو، چهرهام را به رنگ خون آغشته کردهام.
ای بسا شبها که من از آرزوی روی تواز سرشک دیده کویت را چو جیحون کردهام
هوش مصنوعی: بسیاری از شبها به خاطر آرزوی دیدن تو، اشکهایم را مثل جیحون جاری کردهام و کوی تو را پر از آن کردهام.
خون من خواهیکه ریزی بیگناهان هر زمانتو چه پنداری که من در عاشقی چون کردهام
هوش مصنوعی: اگر بخواهی خون من را بریزی، بیگناهی را همیشه قربانی میکنی. تو چه تصوری داری از من در این عشق که چه کارهایی انجام دادهام؟
دوش وقت نیمشب پیش خدا از جورتوصدهزار افغان و فریاد از تو افزون کردهام
هوش مصنوعی: شب گذشته در نیمه شب، در حضور خدا از درد و غم تو، به اندازه صد هزار افغان و فریاد، شکایت کردم و ناله سر دادم.
تا غم عشق تو اندر طبع من محکم شدستمهر روی دیگران از طبع بیرون کردهام
هوش مصنوعی: حسرت و درد عشق تو در دل من چنان ریشه دوانده که محبت به دیگران را کاملاً از یاد بردهام.