شمارهٔ ۴۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق به محبوب است. شاعر میگوید تا زمانی که قلب و جان دارد، به محبوبش دل بسته است و او را دلیل زندگی خود میداند. اگر دلش را برباید، زیبایی و جذابیت او باعث آن است و اگر جانش را بگیرد، این به خاطر اهمیت و جایگاه محبوب در زندگیاش است. همچنین، او به قدرت و سلطنت خود اشاره میکند، اما بیان میکند که در برابر عشق، حتی سلطان نیز نیازمند محبوب است و عشق انسانها را به ضعف میکشاند.
تا دل بود ای دلبر تا جان بود ای جانانبا مهر تو دارم دل با عشق تو دارم جان
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل وجود دارد ای محبوب، و تا زمانی که جان هست ای عشق من، من با محبت تو دل دارم و با عشق تو جان.
گر دل ببری شاید زیرا که تویی دلبرور جان ببری زیبد زیرا که تویی جانان
هوش مصنوعی: اگر دل را ببری، شاید به این خاطر است که تو محبوب منی، و اگر جانم را بگیری، شایسته است زیرا که تو معشوق منی.
هوش از همه بستانی چون غمزه کنی ناوکگوی از همه بربایی چون زلف کنی چوگان
هوش مصنوعی: وقتی با ناز و دلربایی نگاه میکنی، همه هوش و حواس را از آدم میگیری. و وقتی موهایت را به زیبایی در هم میپیچی، همه چیز را به تسخیر خود درمیآوری.
هرچندکه سلطانم آخر به تو محتاجمچون عشق پدید آید محتاج شود سلطان
هوش مصنوعی: اگرچه من در مقام سلطنت هستم، اما در عشق به تو نیازمندم. وقتی عشق به وجود میآید، حتی بزرگترین سلطنتها هم به نهاد محبت وابسته میشوند.