شمارهٔ ۵۰
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و آرایش ظاهری معشوق پرداخته و از او سوال میکند که این همه هنر و زیبایی را از کجا آموخته است. شاعر با زبانی عاشقانه به احساسات خود اشاره میکند و بیان میدارد که تمام این زیباییها فقط برای ویرانی دل اوست. در انتها، به نوعی از معشوق میپرسد که آیا هدفش از این زیباییها تنها تسخیر دل اوست یا اینکه از او خواستهای داشته است.
ختنیوار رخ خوب بیاراستهایچگلیوار سر زلف بپیراستهای
هوش مصنوعی: با ظاهری زیبا و دلکش مثل ختن، چهرهات را آرایش کردهای و مانند چلیوار، موهای خود را به زیبایی مرتب کردهای.
این همه صنعت و آرایش و پیرایش چیستگرنه آشوب و بلای دل من خواستهای
هوش مصنوعی: این همه زیبایی و ظرافتهایی که به کار بردهای چه دلیلی دارد، جز اینکه دل من به خاطر تو دچار آشفتگی و درد شده است؟
باغبانی ز که آموختهای جان پدرکه سمن برگ به شمشاد بیاراستهای
هوش مصنوعی: به چه کسی یاد دادهای که با دقت و مهارت، گیاهان و درختان را به زیبایی هرچه بیشتر درآوری؟ آیا از پدر خود آموختهای که چگونه سمنبرگها را در کنار شمشادها قرار دهی؟
گر بود خواسته و عمر گرانمایه و خوشخوشتر از عمر گرانمایه و از خواستهای
هوش مصنوعی: اگر خواستهای باشد و عمرش ارزشمند و زیبا، از آن عمر و خواسته هم زیباتر خواهد بود.
همه قصد تو به تاراج دل و جان من استبامدادان مگر از خانه مرا خواستهای
هوش مصنوعی: تو تنها به فکر چپاول دل و جان من هستی، آیا صبحگاهان فقط برای گرفتن من از خانهام آمدهای؟