شمارهٔ ۵۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبی میپردازد که شاعر او را به خورشید و حوریهای بهشت تشبیه میکند. شاعر به تأثیر شگفتانگیز چشمان او اشاره میکند که مانند جادوگری بر جان افراد تأثیر میگذارد. او در ادامه میگوید اگر کسی از راز زیباییهای محبوب آگاه باشد، دچار جنون عاشقانه خواهد شد. همچنین، بُعدی از عشق را مطرح میکند که میتواند دین افراد را تحت تأثیر قرار دهد و از آنها کافر یا مؤمن بسازد. در نهایت، شاعر به شدت درد و فراق ناشی از دوری محبوب اشاره میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند مانند او در دنیا وجود داشته باشد.
آن روی به نیکویی خورشید جهانستیوان یار به زیبایی چون حور جنانستی
هوش مصنوعی: تو همچون خورشید، زیبا و نورانی هستی و آن یار نیز به زیبایی، مانند حورهای بهشتی است.
خونخواره دو چشم او چون در نگرد شایدگویی که دو جادو را آهنگ به جانستی
هوش مصنوعی: چشمان او مانند دو حیوان درنده است که به هر طرف نگاه میکند، گویی دو جادوگر به جان انسان حمله کردهاند.
گر راز دو زلفینش ایام بدانستیشوریده شدی عالم خورشید نهان استی
هوش مصنوعی: اگر از راز دو زلف او آگاه بودی، دیوانه میشدی؛ چرا که عالم آفتاب در خفا قرار دارد.
کافر بشدی مؤمن, مؤمن بشدی مرتدگر راه وصال او بر خلق بیانستی
هوش مصنوعی: اگر طریقه رسیدن به او برای مردم روشن شود، کافر به مؤمن تبدیل میشود و مؤمن به مرتد.
ور قیصر رومی را زنار رفیقستیراهش نشدی پنهان عیبش نه عیانستی
هوش مصنوعی: اگر قیصر رومی دوستی داشته باشد که او را به اشتباهاتش آگاه نکند و عیوبش را پنهان کند، به راستی او راهی نخواهد داشت که از عیبهایش آگاه شود.
ور نعرهٔ مستان را در هجر خطر بودیدایم رقم دولت سروی و بنانستی
هوش مصنوعی: اگر ناله و فریاد عاشقان در زمان جدایی خطرناک بود، همیشه سرنوشت خوشبختی چون سرو و خوشcrispenedham بود.
گر زخم فراق او بر کوه گذر کردیکُه را به جهان اندر چون موی میانستی
هوش مصنوعی: اگر زخم جدایی او را بر کوه انتقال دهی، کوه را در جهان مانند مویی در میان خود خواهی دید.