تناجی
امیر معزی نیشابوری

شمارهٔ ۵۳

گر یار نگارینم در من نگرانستیبار غم و رنج او بر من نه‌ گرانستی
ور غمزهٔ غمارش رازش نگشادستیاز خلق جهان رازم همواره نهانستی
گویی چو بهشتستی آراسته و خرمگر دوست به کوی من گه‌گه گذرانستی
ای کاش که قوت من بودی ز دو یاقوتشتا بر سر او چشمم یاقوت نشانستی
ای کاش که از بزمم غایب نشدی هرگزتا بزم من از رویش چون لاله ستانستی
رخسار چو ماه او بگرفت ز خط هالهگر مه نگرفتستی آن خط نه چنانستی