تناجی
امیر معزی نیشابوری

شمارهٔ ۳۳

ای شاه عطا بخش که بخشنده‌تر از توچشم فلک پیر ندیده‌ست جوانی
درویش به‌درگاه تو بشتافتم امروزجود تو مرا کرد توانگر به‌ زمانی
شد قصهٔ من قصهٔ موسی‌که همی جستاز روشنی اندر شب تاریک نشانی
در آخر شب‌ گشت‌ کلیمی و رسولیدر اول شب بود کلیمی و شبانی
من شکر تو گفتن نتوانم به‌ تمامیگر بر تن من‌ گردد هر موی زبانی
همواره مدیح تو سگالم به‌ دل و جانکز بهر مدیح تو دلی دارم و جانی