شمارهٔ ۳۳
هوش مصنوعی: این شعر در مدح و ستایش یک پادشاه بخشنده سروده شده است. شاعر خود را درویشی معرفی میکند که به درگاه پادشاه رفته و از بخشندگی او بهرهمند شده است. او خود را شبیه به موسی میداند که در جستجوی نور و امید در تاریکی شب است. همچنین شاعر به ناکافی بودن تواناییاش در بیان شکر و قدردانی از پادشاه اشاره میکند و میگوید که حتی اگر هر موی او به زبان تبدیل شود، باز هم نمیتواند قدردانی کامل کند. او در نهایت عزم خود را برای مدح پادشاه نشان میدهد و میگوید که همیشه در دل و جانش این مدح و ستایش وجود دارد.
ای شاه عطا بخش که بخشندهتر از توچشم فلک پیر ندیدهست جوانی
هوش مصنوعی: ای پادشاه بخشندهای که هیچگاه آسمان پیر، جوانی را با بخشندگی بیشتری از تو ندیده است.
درویش بهدرگاه تو بشتافتم امروزجود تو مرا کرد توانگر به زمانی
هوش مصنوعی: امروز به درگاه تو درخواست کردم و بخشش تو باعث شد که من ثروتمند شوم.
شد قصهٔ من قصهٔ موسیکه همی جستاز روشنی اندر شب تاریک نشانی
هوش مصنوعی: داستان من به داستان موسی دچار شده است که در شب تاریک به دنبال نشانهای از نور میگردد.
در آخر شب گشت کلیمی و رسولیدر اول شب بود کلیمی و شبانی
هوش مصنوعی: در پایان شب، کسی که یهودی بود و پیامبری در آغاز شب، یهودی و شبان بود.
من شکر تو گفتن نتوانم به تمامیگر بر تن من گردد هر موی زبانی
هوش مصنوعی: من نمیتوانم تمام شکرگزاری و سپاسگزاریام را به زبان بیاورم، حتی اگر هر تار موی من هم زبان میشد.
همواره مدیح تو سگالم به دل و جانکز بهر مدیح تو دلی دارم و جانی
هوش مصنوعی: من همیشه با دل و جان خود تو را ستایش میکنم، چرا که به خاطر ستایش تو، دلی پر از عشق و جانی پر از شوق دارم.