شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: این شعر حس عمیق عشق و اشتیاق را به تصویر میکشد. شاعر از تأخیر در ابراز عشقش میگوید و از بخت خود گله میکند که هنوز معشوق وارد زندگیاش نشده است. او خود را مانند تشنهای میداند که به سرعت به دنبال آب است، اما معشوق در برابر او بیتفاوت است. شاعر میگوید که اگر از او خطایی سر بزند، حاضر است برای آن هزینه بدهد. زیبایی و نیروی معشوق برای او بینهایت است و هیچ چیز نمیتواند جایگزین او شود. در نهایت، آن زلفهای زیبای معشوق او را به دیوانگی کشانده و او به شدت از دوری او رنج میکشد.
دیر شد تا دوست می دارم تراآخر ای بخت از درم روزی درآ
هوش مصنوعی: زمان زیادی گذشت تا من به تو محبت کنم، ای بخت، امیدوارم روزی به سراغم بیایی.
من به تو چون تشنه مستعجل به آبتو چرا از من چنین سیری چرا
هوش مصنوعی: من به تو مانند فردی هستم که تشنه است و به سرعت به دنبال آب میگردد. تو چرا از من دوری میکنی و احساس نیاز من را درک نمیکنی؟
گر خطایی در وجود آمد ز منجان غرامت می دهم بی ماجرا
هوش مصنوعی: اگر از طرف من اشتباهی پیش آید، بدون هیچ مشکلی، جانم را برای جبران آن میدهم.
تو جهان جانی و جان جهانبی تو گر بر من سرآید گو سرآ
هوش مصنوعی: تو روح و جانی برای جهان و اگر بی تو درد و رنج بر من بگذرد، به عنوان امانت جانم را به تو میدهم.
زلف پرتابت مرا دیوانه کردچند رنجانی من دیوانه را
هوش مصنوعی: موی بلند و زیبای تو باعث شده که من دیوانه شوم و برای تو که خودت میدانی چقدر در عذابم، کماکان رنج میکشی.
هر چه در حسن تو خواهم کرد وصفتو از آن هستی به خوبی ماورا
هوش مصنوعی: هر چیزی که بخواهم درباره زیباییات بگویم، باید بگویم که تو فراتر از همه خوبىها هستی.
قوتی یابد نزاری راستیگر کند بر سبزه خطّت چرا
هوش مصنوعی: اگر راست و درست قدم برداری، قدرت و تواناییات بیشتر خواهد شد، حتی اگر بر روی چمن سبز قدم بزنی.