شمارهٔ ۵۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان ارزش و زیباییهای نهفته در زندگی و کنج خانه شاعر میپردازد. شاعر به گنجی اشاره میکند که در خانهاش وجود دارد و این گنج به معنای زیباییها و نعمتهای روحانی و مادی است. او به اهمیت لحظههای زندگی، بخصوص در زمانهای سخت و فصول سرد، تاکید دارد و اشاره میکند که لحظات خوشی و پادشاهی به او رسیده است. همچنین به تضادهای دین و دنیا و نظر ابلهان درباره بهشت میپردازد و به نوعی سعی دارد تا مرگ و زندگی را با هم جمع کند. در انتها، شاعر از یاری درخواست میکند تا به زاری او گوش فرا دهد و به تفاوتهای موجود در زندگی اشاره میکند.
جای گنج است کنج خانهٔ مانقد وقت است در خزانة ما
هوش مصنوعی: در گوشهٔ خانهٔ ما فضایی برای گنج ذخیره شده است و در زمان مناسب، از این گنج بهرهبرداری خواهیم کرد.
راح بستان که روح قدس به فخرمی نهد سر بر آستانهٔ ما
هوش مصنوعی: بهشت را سرزمینی بدان که روح مقدس با افتخار دستانش را بر درگاه ما میگذارد.
تا کند مستی و برون آیدجرعه ای از می شبانهٔ ما
هوش مصنوعی: به منظور تجربهٔ شادی و نشئهٔ شبانهام، منتظرم تا نوشیدنیای از می بیاورند.
طبق سیم و زر اگر نبودچه خلل در شرابخانهٔ ما
هوش مصنوعی: اگر طلا و نقره در دسترس نبود، آیا خللی در کیفیت یا خوشی شرابخانهٔ ما ایجاد میشد؟
خم دهقان همیشه می داردبه زر و سیم بر چمانهٔ ما
هوش مصنوعی: دهقان همواره با استفاده از طلا و نقره، به ما توجه و محبت میکند.
خوش بود یک زمان که هیچ زماننبود خوشتر از زمانهٔ ما
هوش مصنوعی: یک زمانی بود که هیچ زمانی به اندازهٔ دورهٔ ما خوشحالکننده نبود.
پادشاهی به ما رسید که بازباز آمد به دستوانهٔ ما
هوش مصنوعی: یک پادشاه به ما رسید که دوباره به قدرت ما بازگشت.
نه که خود باز را نشیمن گاهبود پیوسته آشیانهٔ ما
هوش مصنوعی: نه اینکه خود باز همیشه در آشیانه ما زندگی کند.
دین و دنیا به نزد ما دو زنندسه طلاقند هر دوگانهٔ ما
هوش مصنوعی: دین و دنیا برای ما مانند دو همسر هستند که اگر از یکی فاصله بگیریم، دیگری نیز تأثیری بر ما نخواهد داشت. ما در زندگیامان با هر دو بهطور همزمان در ارتباط هستیم.
ابلهان اهل جنّت اند اکثرتو ندانی در ابلهانهٔ ما
هوش مصنوعی: بسیاری از نادانان به بهشت راه مییابند، اما تو نمیدانی که ما در نادانیمان چقدر عمیقیم.
تیر می افکن و کمان می پوشبی نشانی بود نشانهٔ ما
هوش مصنوعی: تیر شلیک میشود و کمان در حال محافظت است، اما نشانهای از ما وجود ندارد.
بشنو ای یار از نزاری زارزاری ما و زاریانهٔ ما
هوش مصنوعی: ای دوست، به گریه و نالهٔ ما گوش بده، از درد و اندوهی که داریم باخبر شو.
دمِ او گرچه دام مرغان استنیست هر مرغ مرد دانهٔ ما
هوش مصنوعی: اگرچه نفس او در دام پرندگان است، اما هر پرندهای نیست که دانهٔ ما را بخورد.