شمارهٔ ۱۲۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف فتنه و آشوبی میپردازد که از زیبایی یک معشوق به وجود آمده است. شاعر بیان میکند که هر جا دلی enamored شده، به دنبال معشوق به شور و هیجان افتاده است. زیبایی محبوب چنان تأثیرگذار است که همگان از او روی میگردانند و در جستجوی او برمیخیزند. عشق و شوق بر عقل و صبر غلبه کرده و باعث میشود که دل شاعر به شدت دچار تلاطم و درد شود. در نهایت، شاعر به وضعیت عشق و غم خود اشاره کرده و از حاسدان و دشواریهای عشق سخن میگوید، تا جایی که با وجود تمام سختیها، هنوز امید به وصال را در دل دارد.
بس فتنه کز آن نگار برخاستآشوب ز هر دیار برخاست
هوش مصنوعی: فتنهای که از وجود آن زیبای دلربا آغاز شد، موجب آشفتگی و بلوا در هر منطقهای گشت.
هر جا که دلیست صیدِ او شدتا در طلبِ شکار برخاست
هوش مصنوعی: هر جایی که دل و احساس وجود داشته باشد، آنجا شکار اوست که برای یافتن عشق و هدف خود به جستجو میپردازد.
هرجا که چو گل به حسن بنشستسرو از لبِ جویبار برخاست
هوش مصنوعی: هر جا که مانند گل زیبایی و طراوت وجود دارد، درخت سرو نیز از کنار جویبار بلند میشود.
خوبان همه روی در کشیدندتا پرده ز رویِ یار بر خاست
هوش مصنوعی: زیبا رویان همه چهره خود را کنار کشیدند تا پرده از روی دوست کنار زده شود.
هر کس به کنارهیی نشستندتا او ز میانِ کار برخاست
هوش مصنوعی: هر کسی در حاشیه نشسته بود تا او از انجام کار به پاخیزد.
بنشست به خلوت و قیامتاز خلق به زینهار برخاست
هوش مصنوعی: در جایی تنها نشست و از شدت نگرانی به خاطر مردم، به خود آمد و از جای برخاست.
برداشت کرانهیی ز برقعفریاد زِ روزگار برخاست
هوش مصنوعی: از لبهی حجاب، صدایی شنیده شد که از وضعیت زمانه ناله میکرد.
با عقل که صلح کرده بودیمعشق آمد و کارزار برخاست
هوش مصنوعی: ما با عقل و خرد به توافق رسیده بودیم، اما عشق ناگهان وارد صحنه شد و جنگ و جدل آغاز شد.
بر صبر قرار داده بودیمشوق آمد و آن قرار برخاست
هوش مصنوعی: ما برای صبر خود تکیه کرده بودیم، اما شوق و اشتیاق ناگهان به سراغ ما آمد و تمام آرامش ما را برهم زد.
دیرست که در میان عشّاقرسمِ خرد و وقار برخاست
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در بین عاشقان، رفتارهای عقلانی و با احتیاط جای خود را به احساسات و شور و شوق داده است.
بیچاره دلم که از سرِ جانهر روز هزار بار برخاست
هوش مصنوعی: دل بیچارهام که هر روز بارها و بارها از شدت احساسات و نگرانیها جان میکند و دوباره زنده میشود.
بر خاکِ درش نشست و طوفاناز حاسدِ خاکسار برخاست
هوش مصنوعی: آن شخص در کنار در آنجا نشسته بود و بدخواهی کسی که از مردم خاکی و بیادعا بود، به شدت بروز کرد.
گر خاک شود نمیتواندزان خاک به صد غبار برخاست
هوش مصنوعی: اگر چیزی به خاک تبدیل شود، دیگر نمیتواند از آن خاک به شکل غبار آزاد شود.
نا دیده جمالِ گل نزاریدیدی که هزار خار برخاست
هوش مصنوعی: آیا جمال زیبای گلی پژمرده را دیدهای که برای آن هزاران خار سر برآورده است؟
ننشسته هنوز در میان یارصد خصم ز هر کنار برخاست
هوش مصنوعی: هنوز در حضور محبوب، دشمنان از هر طرف به پاخاستهاند و آرام نمینشینند.