شمارهٔ ۱۹۸
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از خداوند طلب رهایی میکند از هر چیز غیر از او و میخواهد که تمام توجه و جستجویش فقط به سوی او باشد. او به ندانستن حکمت قضا و قدر خود اشاره میکند و میگوید که نمیتواند حقیقت درونش را به وضوح بیان کند. شاعر میافزاید که هر انسانی در واقع هیچ چیز از خود ندارد و باید به بندگی حق تعالی با توکل و اطمینان بپردازد. او تأکید میکند که ذکر و فکر باید متصل و یکپارچه شود و در نهایت به تلاش و ثبات در راه معرفت و شناخت خداوند میپردازد.
یارب مرا خلاص ده از هر چه غیر توستتا جز تو را نبایدم الّا هم از تو جست
هوش مصنوعی: ای خدا، مرا از هر چیزی جز تو رهایی بخش تا تنها تو را بپرستم و فقط از تو کمک بخواهم.
هرچند بر قضای توام نیست اطّلاعتا بر سرم چه حکم قضا کرده ای نخست
هوش مصنوعی: با اینکه من از سرنوشت خودم اطلاعی ندارم و نمیدانم که چه تقدیری برایم نوشتهای، اما منتظرم تا ببینم سرانجام چه اتفاقی برایم میافتد.
در خویش یافتم ز تو چیزی و هم به خویشنتوانمی به شرح و بیان کردنش درست
هوش مصنوعی: در درون خودم از تو چیزی یافتم، اما نمیتوانم به طور کامل آن را توصیف و بیان کنم.
دانم که هیچ نیست به خود هیچکس ولیکخود را به یک حساب نباید گرفت سست
هوش مصنوعی: میدانم که هیچکس به خودی خود ارزش یا اهمیت خاصی ندارد، اما نباید بیاعتنایی و سستی در مورد خود را پذیرفت.
چون بندگان معتقد از فرط اتحادباید کمر به بندگی خواجه بست چست
هوش مصنوعی: چون بندگان باورمند به خاطر نزدیکی و اتحاد با خدای خود باید به طور جدی و با همه وجود به خدمتگزاری و بندگی او مشغول شوند.
تا ذکر و فکر هر دو به هم متحد شونداقلام سوخت باید و دفتر به آب شست
هوش مصنوعی: برای این که ذکر و فکر انسان در کنار هم به یکپارچگی برسند، باید چیزهایی که یادآوری و فکر را مختل میکنند، از بین بروند و ثبتها و خاطرات ناامیدکننده پاک شوند.
او را از او طلب کن و او را به او شناساینجا نهال معرفت از بیخ اصل رست
هوش مصنوعی: برای شناخت او، به درون خودت مراجعه کن و در واقع، او را در حقیقت وجودیات بشناس. در اینجا، پایههای معرفت و آگاهی از ریشههای عمیق و اصلیاش شکوفا میشود.
کاریست اوفتاده و باری نزاریاتن دار باش و ثابت و مردانه باش و رست
هوش مصنوعی: کاری در پیش است و بار سنگینی بر دوش داری؛ باید با اعتماد به نفس و استقامت ایستادگی کنی و به جلو بروی.