شمارهٔ ۲۱۳
هوش مصنوعی: این شعر به ناپسند بودن خلاف وعده کردن اشاره دارد و از درد و رنج ناشی از جدایی سخن میگوید. شاعر از دوستی و عشق میگوید و نسبت به خردمندان و خوشیهایی که با وعدهها همراه است انتقاد میکند. او به تأثیر چشم و ابروی معشوق و نیز به خطرهای ناشی از نامحرمان اشاره میکند. در نهایت، شاعر از دردهای خود میگوید و خواستار درمانی برای زخمهایش است. او همچنین به بندگی عشق و وابستگی به معشوق اشاره دارد و نشان میدهد که تمام وجودش در اسارت عشق اوست.
خلاف وعده کردن ناپسندستببین کز وعده ی وصلِ تو چندست
هوش مصنوعی: شکستن وعده نادرست و ناپسند است. ببین که به خاطر وعدهای که به پیوستگی تو دادهام، چه احساساتی در من وجود دارد.
مده دشنام ناخوش بوسه ای دهچه زهرم می دهی آنجا که قندست؟
هوش مصنوعی: نکنید فحش و بد و بیراه به من، چرا که با یک بوسه زیبا، زهر را به من میدهید وقتی که آنجا شیرینی وجود دارد؟
بترس از چشم شور و ابروی تلخکه از نامحرمان بیم گزندست
هوش مصنوعی: از نیروی بدخواهی و نگاه معصومانه پرهیز کن، که از افرادی که به تو آشنا نیستند، باید حذر کرد؛ چون ممکن است آسیب برسانند.
به آتش برفشان گه گه سپندیکه دفع چشم بد دود سپندست
هوش مصنوعی: به هنگام زمستان و برف، گاهی با سوزاندن اسپند، چشم بد را دور میکنند، زیرا دود اسپند خاصیت دفع آفات و مشکلات را دارد.
علاجِ دردِ بی آرامِ من کُنببخشا بر دلی کو دردمندست
هوش مصنوعی: درمان درد بیقراری من را بکن، ببخشا به دلی که پر از رنج و اندوه است.
به کوته دیده گویید ای مشنّعبلای عقل بالای بلندست
هوش مصنوعی: به فردی که خردش محدود است، میگویند که ای کسی که در کارها نادان هستی، عقل و درک صحیح به اندازهای بلند و والاست که نمیتوانی به آن دست یابی.
مرا گویی مرو دنباله ی عشقنمیدانی که در حلقم کمندست
هوش مصنوعی: تو به من میگویی که از عشق دور شوم، اما نمیدانی که عشق مانند تلهای در گردن من است و نمیتوانم از آن بگریزم.
خطیب از دوستانم گو حدیثیکرا پروای چندین وعظ و پندست
هوش مصنوعی: خطیب از دوستانم داستانی را نقل میکند که او نگران نهادن چندین نصیحت و پند به دیگران است.
که در بند بلای قامت دوستهمه عضو نزاری بند بندست
هوش مصنوعی: در قید و بند زیبایی و جذبهٔ دوست هستم و همهٔ اعضا و وجودم تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند.