شمارهٔ ۳۳۶
هوش مصنوعی: شعر درباره گذر رمضان و احساسات مربوط به آن است. شاعر با اشاره به پایان ماه رمضان و دوری از ملامتها، از ساقی میخواهد که عید را به او هدیه کند و غم دلش را تسکین دهد. او به یاد میآورد که در این ماه، به طور مکرر بر او قیامت گذشته است و افسوس میخورد که دیر به بیداری رسیدهاند. شاعر معتقد است که در طی زندگی، به جای انجام اعمال صحیح، به سراغ شهوات رفته و اکنون زمانی برای پشیمانی نیست. او تأکید میکند که باید از زندگی به درستی بهره برد و در نهایت هیچ چیزی باقی نگذاریم تا در آینده دچار پشیمانی نشویم.
رمضان سلّمه الله به سلامت بگذشتمی بیارید که طوفان ملامت بگذشت
هوش مصنوعی: ماه رمضان با سلامتی گذشت و حالا وقت آن است که میگویید که مشکلات و سختیها نیز پشت سر گذاشته شدند.
ساقیا عارض توعید من است و غم دلعَلَم عید که آنک به علامت بگذشت
هوش مصنوعی: ای ساقی، زیبایی تو نشانه شادی من است و اندوهی که در دلم دارم، نشانهای از عید است که با آن به یاد تو میگذرد.
ساقیان اند به حق مکرم و بس در عالمکو دگر کس که براو بوی کرامت بگذشت
هوش مصنوعی: ساقیان در حقیقت بسیار محترم و عزیزند و در این دنیا کسی را نمیبینیم که بوی کرامت و بزرگی مانند آنها را داشته باشد.
حق علیم است که در مدت یک مه صد بارهر نفس بر من بی چاره قیامت بگذشت
هوش مصنوعی: حق بر من واضح و روشن است که در مدت یک ماه، هر نفس من پر از تردید و نگرانی به اندازهی قیامت میگذرد.
دیر بیدار شدیم از می غفلت افسوسدولت عمر که بر ما به غرامت بگذشت
هوش مصنوعی: ما دیر بیدار شدیم و از مستی غفلت گذشتهای را متوجه شدیم، افسوس که عمرمان به قیمت آن بیخبری از دست رفت.
پیش بت خمر بخوردیم و سجود آوردیمکار ما بر در طاعت ز اقامت بگذشت
هوش مصنوعی: ما در حضور معشوق با نوشیدنی خوش گذراندیم و به او احترام گذاشتیم. کار ما دیگر به فکر ایستادن و توقفت در طاعت نمیگذشت.
هیچ باقی نگذاریم چو می باید رفتتا نگویند نزاری به ندامت بگذشت
هوش مصنوعی: اگر قرار است که برویم، بهتر است هیچ چیزی از خود به جا نگذاریم تا دیگران نتوانند بگویند که به خاطر پشیمانی و ندامت از دنیا رفتهایم.