شمارهٔ ۷۰۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و احساسات عاشقانهاش را توصیف میکند. او از کمند زلف معشوق صحبت میکند که در دوش او افکنده شده و بر این اساس، به قدرت و تاثیر این زیبایی بر دلها اشاره میکند. شاعر همچنین به ابرو و لبان معشوق اشاره کرده و میگوید که زیبایی او را از حالت عادی خارج کرده و نمیتواند از یاد او رها شود. در نهایت، شاعر بیان میکند که از عشق و زیبایی معشوقش دچار شوریدگی و بیتابی شده است و احساس میکند که نمیتواند به راحتی از یاد او برود. او در توصیهای میگوید که باید آرام بگیرد و از احساسات خود خجالت نکشد.
کمند است آنکه افکندهست بر دوشندانم یا نغوله بر بنا گوش
هوش مصنوعی: کسی که بار سنگینی بر دوش دارد، نمیدانم این بار از کجا به او رسیده یا به چه دلیل بر دوش او مانده است.
کمند افکندن زلفش نه بس بودکه بر دنبالش ابرو می کشد غوش
هوش مصنوعی: فرود آوردن زلف او کافی نیست، زیرا ابرویش با نازش به او میرسد.
لبان باده فامش ناچشیدهچه معنی را ز مردم می برد هوش
هوش مصنوعی: لبان رنگین او که هیچ وقت نچشیدهاند، چگونه میتوانند از مردم حواس و شعور را بربایند؟
برو بالا از این خوشتر ندیدمز یاغ کیست این سرو قبا پوش
هوش مصنوعی: برو به جایگاه بالا، من هیچ چیز خوشگلتر از این سرو قبا پوش ندیدم. کیست این شخص؟
غلام کیست آن کز زلف کردهستفلک را چون غلامان حلقه در گوش
هوش مصنوعی: غلام کیست که زلفش چنان جادوگری کرده که آسمان را مانند غلامان، به گرد حلقهای در آورده است؟
بیا تا بی حیا در پایش افتیمکه سر بر پایِ او بهتر که بردوش
هوش مصنوعی: بیایید بیپروا در پای او بیفتیم، چون بهتر است سر بر پای او بگذاریم تا اینکه بر دوش او بار شویم.
مرا با این همه کوتاه دستیچنین سروی کجا گنجد در آغوش
هوش مصنوعی: با این که من خیلی دستم کوتاه است، اما چنین قامت بلندی را چگونه میتوان در آغوش گرفت؟
همی کوشم کزو کم یادم آیدولیکن خود نمی گردد فراموش
هوش مصنوعی: من تلاش میکنم که او را کمتر به یاد آورم، اما خودم نمیتوانم او را فراموش کنم.
چنین شوریده خاطر زانم امروزکه در خلوت به خوابش دیده ام دوش
هوش مصنوعی: امروز به قدری در فکر و احساس گیج و آشفتهام که شب گذشته در خواب او را در تنهایی ملاقات کردم.
دگر بیچارگان طاقت ندارندچو یوسف گو برو برقع فرو پوش
هوش مصنوعی: دیگر افراد درمانده و بیچاره توانایی تحمل ندارند، پس مانند یوسف، برو و خود را پنهان کن.
چو زاری در نمی گیرد نزاریملامت می کند منظور خاموش
هوش مصنوعی: وقتی کسی به شدت ناراحت است و فریاد نمیزند، دیگران او را سرزنش میکنند که چرا سکوت کرده است.
برو تا بر نخیزد فتنه بنشینچو پایت بر سر گنج است مخروش
هوش مصنوعی: برو و صبر کن تا مشکلی پیش نیاید. وقتی که قدمت روی گنجی است، هیچ حرکتی نکن و خود را آرام نگهدار.