شمارهٔ ۷۹۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دل گمکرده و احساس سرگردانی خود سخن میگوید. او در جستجوی دلی که نمیتواند پیدا کند، به این نتیجه میرسد که شاید بهتر باشد از دنبال کردن آن دل دست بکشد. او از غم و اندوهی که در جمع حسودان خود احساس میکند، میگوید و اشاره میکند که اگرچه میتواند با خود دمی خلوت کند، اما مشغولیهای ذهنیاش مانع آرامش او شدهاند. شاعر در نهایت از حالتی از بیقراری و سردرگمی خود سخن میگوید که او را از ارتباطات قبلیاش دور کرده و او را به یاد معبود و عشق میاندازد. در کل، شعر به احوالاتی از ناامیدی، سردرگمی و تلاش برای یافتن آرامش اشاره دارد.
دلِ گم کرده را چندان که می جویم نمی یابمهمان به تر که بر دنبالِ مرغِ رفته نشتابم
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر به دنبال دلی که گم کردهام میگردم، آن را پیدا نمیکنم؛ بهتر است که در پی مرغی که رفته، نروم و شتاب نکنم.
دم از من بر نمی آید غم از من بر نمی گرددملول از جمعِ حُسّادم نفور از منعِ بوّابم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم هیچ کمکی به خودم بکنم و غم از وجودم رخت نمیبندد. از جمع افرادی که حسد میورزند ناراحت هستم و از کسانی که درب ورود را میبندند متنفرم.
توانم چاره یی کردن دمی با خود برآوردناگر جمعیّتِ خاطر مرتّب دارد اسبابم
هوش مصنوعی: من میتوانم برای لحظهای با خودم کنار بیایم و راه حلی پیدا کنم، اگر ذهنم مرتب و منظم باشد و شرایط مساعدی داشته باشم.
چنان مستوحش از خویشم چنان مستغرقِ فکرمکه از مشغولیِ خاطر نمی گیرد دگر خوابم
هوش مصنوعی: به شدت از خودم بیگانهام و در افکارم غرق شدهام، بهطوری که دیگر نمیتوانم حتی بخوابم و از این مشغلهها فاصله بگیرم.
اگر وقتی دگر در آشنایی می زدم دستیکنونم پای از جا رفت و از سر برگذشت آبم
هوش مصنوعی: اگر در موقعیتی دیگر با یک آشنا ملاقات کنم، اکنون دستم از مکان خود برمیدارد و احساساتم دوباره زنده میشود.
منم این در قفایِ بخت ضایع کرده سرگردانبرون رفتند و بر بستند رخت از منزل اصحابم
هوش مصنوعی: من در پی شانس خود سرگردانم و از میان دوستانم به بیرون رفتهام، در حالی که بار و بنهام را بر دوش دارم و خانهام را ترک کردهام.
نظر پیوسته بر محرابِ ابرویِ بتان دارممسلمانی نباشد روی اگر از قبله بر تابم
هوش مصنوعی: من همیشه به ابروی زیبای معشوق نگاه میکنم و اگر از راه راست منحرف شوم، دیگر نمیتوانم خودم را مسلمان بدانم.
عبادت خانه رد کردم به رندی سر برآوردمچو ابرویِ بتان دیدم بگشت از قبله محرابم
هوش مصنوعی: من در عبادت خانه، به دلیل شیطنت و فریبایی که در چهره معشوقان دیدم، سرم را بالا کردم و از راه اصلی خود منحرف شدم.
نصیحت در نمی گیرد ملامت گر نمی داندکه رغبت می کشد با مرکزِ فطرت به قلّابم
هوش مصنوعی: نصیحت تأثیری ندارد بر کسی که نمیداند چطور باید به خواستههای درونیاش پاسخ دهد و به همین دلیل در یک وضعیت محدود و پیچیده قرار گرفته است.
نزاری ای به زاری باز می گوی و اسف می خوردل گم کرده را چندان که می جویم نمی یابم
هوش مصنوعی: ای نزار، به حال زارم بگو و برای دل گم کردهام افسوس بخور، زیرا هرچقدر که میگردم، نمیتوانم او را پیدا کنم.