شمارهٔ ۸۱۴
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به بیان حالتی از آزادی و عدم وابستگی به امور دنیوی و معنوی میپردازد. او تأکید میکند که نیازی به ستایش آسمانها و ستارهها ندارد و در عوض به حالتی از ساده زیستی و بیتوجهی به حاشیهها اهمیت میدهد. همچنین به نقد توهمات و خیالپردازیها میپردازد و میگوید که در دنیای واقعی هیچ کس برتر از دیگری نیست. شاعر از حالتی از تحمل و سکوت صحبت میکند و به دنبال جستجوی حقیقت است. در نهایت، او نشان میدهد که رازهای زندگی گاهی قابل فهم نیستند و در جستجو برای کشف این رازها به پیش میرود.
ندارم کار با افلاک و انجممن و پایِ خم و خشتِ سرِ خم
هوش مصنوعی: من ارتباطی به ستارهها و آسمان ندارم و تنها به شراب و تابش نورِ انتهایی فکر میکنم.
نشاید توبه بر من بست هیهاتبه گیرایی اگر گردد سریشم
هوش مصنوعی: نمیشود که من توبه کنم، حتی اگر با استقامت و پایداری، چسبناکی و مشکل بودن این کار هم کم نشود.
نیم زان ها بحمدالله که دایمدَمادَم حرصشان باشد دُمادُم
هوش مصنوعی: به لطف خدا، هر لحظه و به طور مداوم، حرص و طمع آنها وجود دارد.
اگر کیمخت و بلغاری نباشدکه در پوشم من و کژگاو و جُم جُم
هوش مصنوعی: اگر لباسی از کیمیا و یا پارچه بلغاری نداشته باشم، در این صورت من و گاوی کج و معوج و فقر به وجود میآید.
نعیمِ خلد هم سهل است و این جامرا آزاد کردند از تنعّم
هوش مصنوعی: زندگی در بهشت هم آسان است، اما در اینجا مرا از زندگی پر از لذت و آرامش رهایی بخشیدهاند.
خموشی و تحمّل شیوۀ ماستچه برخیزد ز تشنیع و تظلّم
هوش مصنوعی: سکوت و صبر، شیوهی ماست، چه فایدهای دارد اگر از عیبجویی و شکایت برآییم؟
اگر هم سر در ابداعِ وجودیمکسی را بر کسی نبود تقدّم
هوش مصنوعی: اگر کسی در آغازِ وجود باشد، هیچکس بر دیگری برتری ندارد.
نه عقل است آن که وهمی می پرستندتعقّل را چه نسبت با توّهم
هوش مصنوعی: فردی که به اوهام و خیالات بیپایه و اساس اعتقاد دارد، در واقع عقل و درک واقعی ندارد. عقل و تفکر منطقی هیچ ارتباطی با خیالپردازی ندارد.
نزاری می رود بر شارعِ رازگهی پیدا و گه پی می کنم گم
هوش مصنوعی: نزاری به مسیری میرود که پر از راز و رمز است؛ گاهی او را میبینم و گاهی در میان این رمز و رازها، او را گم میکنم.