شمارهٔ ۸۲۴
هوش مصنوعی: این متن به موضوع توبه و ندامت از مستی و میپرستی اشاره دارد. گوینده اعلام میکند که از شرابخواری توبه کرده و دیگر به میخانه نخواهد رفت. او اشتباهات گذشتهاش را میپذیرد، اما میگوید که خون مردم را نریخته و به آنها آسیب نزده است. او همچنان نیاز به شکلی از نوشیدنی دارد، اما این بار بهدور از آسیب به دیگران. گوینده احساس میکند که وضعیتش قابل ترحم است، اما دیگران از درد او آگاه نیستند. در انتها، او به نوعی عزلت و جدایی از جامعه اشاره کرده و میگوید که این وضعیت او را تنها تکرار میکند.
ز می توبه کردم ز مستی نکردمنگفتم دگر گِردِ مستان نگردم
هوش مصنوعی: من از نوشیدن شراب توبه کردم، اما نتوانستم از حال مستی خود دست بکشم و به خودم گفتم دیگر به دور و بر مستان نخواهم رفت.
اگر بوده ام دامن آلوده از میچو بر آبِ رز بود خونی نکردم
هوش مصنوعی: اگر دامن من به گناه آغشته هم بوده، ولی مثل گلها که بر روی آب میخوابند، هیچ آسیب و آلودگی به کسی نرساندهام.
اگر جرأتی رفت الحمدُللهکه با آبِ رز خون مردم نخوردم
هوش مصنوعی: اگر جسارتی انجام دادهام، خوشحالم که در این کار از آبِ گلآلود برای آسیب به مردم استفاده نکردهام.
مرا توبه دادند از می پرستیازین پس اگر می پرستم نه مردم
هوش مصنوعی: به من فرمان دادند که از نوشیدن شراب دست بردارم، اما اگر دوباره شراب بنوشم، دیگر انسان نخواهم بود.
میِ لعل از آن می خورم تا نسازدبه خاکِ زمرّد گیا روی زردم
هوش مصنوعی: من از شراب قرمز مینوشم تا رنگ زردم به خاک سبز تبدیل نشود.
بر احوالِ من هست جایِ ترحّمولی هر کسی نیست آگه ز دردم
هوش مصنوعی: وضع من به گونهای است که سزاوار ترحم است، اما هر کسی از درد و رنج من آگاه نیست.
نزاری به زاری به زاری نزاریهمین است و بس شیوۀ عکس و طردم
هوش مصنوعی: نازنین من، به زاری من توجهی ندارید و همین موضوع برایم کافی است؛ این رفتار شما مرا میآزارد و طرد میکند.