شمارهٔ ۸۷۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عمق عشق و وابستگی خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که اگر عشقش به جانش رسیده باشد، نمیتواند از خود بگذرد و در حالتی از مستی و بیخبری از حیات است. عشق او به زلف معشوقش آنقدر قوی است که نمیتواند از آن دل بکند و حتی نمیداند تا چه حد از جان خود برای او فدای خواهد کرد. او امیدوار است که بار دیگر فرصتی برای دیدار معشوق پیدا کند و در عین حال برای حفظ این عشق تلاش خواهد کرد، حتی اگر زمانه سختیها و موانع را پیش رو داشته باشد. شاعر به زیبایی و قدرت عشقش اشاره میکند و بیان میکند که دلی بیقرار دارد که به زلف معشوق آویخته است و هیچ گاه نمیخواهد از این عشق دست بردارد.
اگر عشق تو شد در خون جانمقضا از خویشتن چون بگذرانم
هوش مصنوعی: اگر عشق تو در جانم به شدت جاری شود، قضا و قدر را به دست خودم میگذارم و از خودم میگذرم.
نداری مستیِ من هوشیاریکه از مبدای فطرت هم چنانم
هوش مصنوعی: تو در حالت هوشیاری به من مستی نمیدهی، ولی من هنوز از فطرت و ذات خودم بیخبر نیستم.
گرو بندم که هر عاقل که زلفتببیند در نشورد من بمانم
هوش مصنوعی: اگر هر انسانی که زیبایی زلفت را ببیند، به حال خود نرسد، من هم در این وضعیت باقی میمانم.
ز دستم برنمی خیزد نثاریندانم تا چه در پایت فشانم
هوش مصنوعی: من از دستم برنمیآید که چیزی تقدیم کنم، نمیدانم تا چه اندازه باید برای تو نثار کنم.
دلم آویزشی دارد به زلفتغمت آمیزشی دارد به جانم
هوش مصنوعی: دل من به زلفت تعلق و وابستگی دارد و غم تو به جانم اثر گذاشته است.
طمع دارم زمین بوسی دگر باراگر مهلت دهد دورِ زمانم
هوش مصنوعی: میخواهم دوباره تو را به زمین بوسم، اگر زمان به من اجازه دهد.
امیدم باز میدارد خیالتبکوشم هم مگر ضایع نمانم
هوش مصنوعی: امید من باعث میشود که دیگر به فکر نروم و تلاش کنم تا از دست نروم.
زمانه گرچه هم توسن رکاب استمگر بر بخت گرداند عنانم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دنیا مانند اسبی است که بر روی آن نشستهایم و در حال حرکت است، اما من نمیتوانم سرنوشتم را خودم کنترل کنم.
دلم آبی کند هر روز در گِلوزین پس سر نخواهم شست دانم
هوش مصنوعی: هر روز که در گِل و خاک فرو میروم، دلم رنگ آبی میگیرد و دیگر نخواهم شست، چرا که میدانم در این حالت هم زندگی میکنم.
بدان می آردم غیرت که نارددگر نام نزاری بر زبانم
هوش مصنوعی: بدان که غیرت من اینقدر قوی است که دیگر هیچ نامی جز "نظاری" بر زبانم نمیآید.