شمارهٔ ۸۸۹
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوقش است. شاعر به احساس مستی و خراب بودن خود اشاره میکند و میگوید که این حالت ناشی از عشق به شخص مورد نظرش است. او از توبه و پشیمانی میگوید، اما به رغم این، نمیتواند از عشقش رهایی یابد. شاعر به تنهایی و چشمانتظاریاش اشاره میکند و میخواهد که معشوقش به او کمک کند. او از گدازش در اثر غم عشق سخن میگوید و تأکید میکند که تنها نام معشوق بر زبانش جاری میشود و بدون او، احساس او بیمعناست. در نهایت، به شدت وابستگی و عشق عمیقش به معشوق اعتراف میکند.
من اگر مست خرابم چه کنم مست توامخطر از نیستیم نیست اگر هست توم
هوش مصنوعی: اگر من در حال مستی و دیوانگی هستم، چه میتوانم بکنم؟ من از عشق تو در این حال به خطر افتادهام، اگر در من وجود دارد، تو هم در من هستی.
توبه خود کرده ای از روز الستم گستاخجرعه ی جام بلی خوردم از آن مست توم
هوش مصنوعی: من از روزی که به دنیا آمدهام، تصمیم به توبه گرفتهام، اما با این حال بیپروا از شراب مستکنندهی تو نوشیدهام.
صید دیرینه ی عشقم ز پس پنجه سالنیست ممکن که رهایی بود از شست توم
هوش مصنوعی: سالهاست که عشق من در دام خودت است و حالا رهایی از آن برایم ممکن نیست.
گر نداری سر من وای من و چشم امیددست من گیر که دیرست که بر دست توم
هوش مصنوعی: اگر تو چیزی نداری، من در حالت ناامیدی و نگرانی هستم. دست مرا بگیر، زیرا زمان به سرعت میگذرد و دیگر فرصتی برای انتظار نیست.
آب حیوان و من بادیه پیموده چنینکی شود سیر دل تشنه ؟؟؟ست توم
هوش مصنوعی: آب حیات و من در بیابان سفر کردهام، چگونه میتوانم دل تشنهام را سیراب کنم؟ این حالت از آن توست.
گر چه پیوسته کند سوز غمت بر دل منمن همان شیفته ی خامش پیوست توم
هوش مصنوعی: هرچند غم تو همواره دل مرا میسوزاند، اما من همچنان عاشق و دلبسته تو هستم.
جز به نام تو زبانم نگشاید ورنیخود تو دانی که نزاری به زبان بست توم
هوش مصنوعی: جز به یاد تو زبانم باز نمیشود و این را خود تو میدانی که نازکدلی من باعث شده تا خاموش بمانم.