شمارهٔ ۹۲۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و درد فراق معشوق سخن میگوید و به زندگی خود اشاره میکند که در عذاب و عجز میگذرد. او از بیرحمی خداوند گلایه میکند و ناتوانی خود را در برابر این درد نمایان میسازد. شاعر حسرت میخورد که هیچگاه به آرامش نرسیده و همواره در عذابی عمیق است. او از آتش هجران میسوزد و میخواهد به خود بازگردد و از این حالت رها شود. در نهایت، ترس او از آن است که پیش از رسیدن به معشوقش، اجل فرا رسد و او را از دنیا ببرد. شاعر از معشوق میخواهد که در این شرایط سخت، کمکی کند و او را نجات دهد تا بتواند به وصال برسد.
آخر بمردم از غمت ای زندگانیمدریاب اگر نه درد و دریغا جوانیم
هوش مصنوعی: در نهایت از شدت غمت به مرگ نزدیک شدم، ای کسانی که هنوز زندهاید، به من کمک کنید. اگر کمک نکنید، افسوس و حسرت جوانیام را خواهم خورد.
هیچ از خدا نترسی و رحمت نمیکنیبر عاجزی و بیکسی و ناتوانیم
هوش مصنوعی: اگر از خدا نترسی و بر بیچارگی و ناتوانی افراد رحم نکنی، این نشاندهنده بیمهری و بیاعتنایی توست.
هرگز نهایتی نکند سر گرانیتهرگز به غایتی نرسد مهربانیم
هوش مصنوعی: هیچ سنگینی و سختی نمیتواند به پایان برسد، و هیچ محبتی هرگز به نهایت نخواهد رسید.
سر برنگیرم از پسِ در گرز پیشِ خودهمچون سگ از مقابلِ مسجد برانیم
هوش مصنوعی: من سرم را از پشت در بلند نمیکنم، چرا که مثل سگی که از جلوی مسجد دور میشود، از پیش خود میرانم.
خوش خوش بسوختم چو سپند آر چه روز و شببا آبِ دیده بر سرِ آتش نشانیم
هوش مصنوعی: مثل سپند (نوعی گیاه معطر) که با آتش میسوزد و خوشبو میشود، من هم در مشق عشق شعلهور شدهام. چه شبها و روزها که با اشکهام بر روی آتش عشق میریزم.
میسوزیم بر آتشِ هجران روا مداریک ره به خویشتن برسان گر توانیم
هوش مصنوعی: ما در آتش جدایی میسوزیم، پس لطفاً اجازه نده که در این آتش بسوزیم. اگر ممکن است، یک بار دیگر ما را به خودمان برسان.
ترسم که در فراقِ تو ناگه اجل رسدبازآیی و زِ خلق نیابی نشانیم
هوش مصنوعی: میترسم در دوری تو ناگهان مرگ سر برسد و تو برگردی ولی من از میان انسانها هیچ نشانی نداشته باشم.
یا سعی کن که پیشِ اجل بازیابمتیا جهد کن کزین همه غم وا رهانیم
هوش مصنوعی: یا تلاش کن تا قبل از رسیدن مرگ به من برسی، یا کوشش کن تا از این همه درد و رنج رها شوم.
تا کی به جان رسم زِ تو آخر نزاریاروزی بود مگر که به جانان رسانیم
هوش مصنوعی: تا کی باید در انتظار تو بمانم؟ آیا روزی خواهد رسید که به معشوق واقعی خود برسم؟