شمارهٔ ۹۲۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به مناسبت جشن و شادمانی اشاره میکند و دعوت به خوشی و لذت از زندگی میکند. او با اشاره به ماه صیام و مراسمهای مربوط به آن، به اهمیت زمان اشاره میکند و میگوید که وقتی زمان جشن و شادی فرا برسد، باید از آن بهره برد. او همچنین بر اهمیت دوستان و رفقا و عشق در زندگی تأکید میکند و میگوید که در این مسیر باید از قید و بندهای دنیا و اعتقادات خشک رها شد. شاعر در نهایت اشاره میکند که باید از هر گونه غم و اندوه دور بود و به زندگی با شادی و عشق ادامه داد.
وقتِ آن آمد که بر غندان زنیمجامِ می بر طلعتِ جانان زنیم
هوش مصنوعی: زمان آن فرا رسیده که به شادی و سرور، جام می را بر چهره معشوق بزنیم.
چون مقارن میرسد ماهِ صیامهر چه باداباد بر شعبان زنیم
هوش مصنوعی: وقتی که زمان ماه رمضان فرا میرسد، هر چه که خواسته باشد ما در ماه شعبان انجام خواهیم داد.
بیش و کم یک هفته در پایانِ جنگبر سماعِ مطربان دستان زنیم
هوش مصنوعی: برای یک هفته، پس از پایان جنگ، با شادی و موسیقی به رقص و پایکوبی خواهیم پرداخت.
طوقِ گردن گیسویِ پرچین کنمخاک در چشمِ خطابینان زنیم
هوش مصنوعی: میخواهم با زیبایی و طراوت گیسوانم مانند طوقی، خود را زینت کنم و آنقدر به خودم میرسم که غبار را در چشمان کسانی که مینگرند، بریزم.
شادیِ رندان و قلّاشانِ عشقما دمِ اخلاص با ایشان زنیم
هوش مصنوعی: شادی کسانی که در عشق آزاد و بیهراس هستند، با نیت خالصی که داریم، در کنار آنها تجربه میکنیم.
کفر و ایمان پایبندِ عاقل استما به می بر کفر و بر ایمان زنیم
هوش مصنوعی: حالا که عقل و دانش ما را به راهی میبرد که در آن میتوانیم به راحتی از مفاهیم دوگانه کفر و ایمان عبور کنیم، ما با نوشیدن میتوانیم هم به کفر و هم به ایمان دست یابیم.
ترکِ نام و ننگ و دین و دل کنیمسنگ بر قندیلِ جسم و جان زنیم
هوش مصنوعی: ما از هرگونه اسم و مقام و دین و احساسات رها میشویم و بر تن و جان خود ضربهای میزنیم تا به حقیقتی دیگر دست یابیم.
بارگاهِ فقر برگردون کشیمسایهبانِ فاقه بر کیوان زنیم
هوش مصنوعی: ما قصر فقر را به آسمان میبریم و بر فراز آسمان، سایهی کمبود را گسترانیم.
قصّه کوته کن نزاری بازگویوقتِ آن آمد که بر غندان زنیم
هوش مصنوعی: داستان را کوتاه کن، نغار! زمان آن رسیده که ما برای شادمانی و جشن مراسمی برپا کنیم.