شمارهٔ ۹۴۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان حسرت و افسوس خود از دوری دوستان و عشق میپردازد. او از عشق و یار خود میگوید که برایش غمی نداشته و خود به تنهایی در رنج است. شاعر با اشاره به زیباییهای طبیعی و celestial، وجود یار را برتر از هر خورشید و ماه میداند و بر این عقیده است که همه موجودات از نور او خلق شدهاند. او تأکید میکند که عاشقان از ملامتها هراسی ندارند و در نهایت به یاد خسرو بزرگ و عظمت او اشاره میکند که در سایهاش همه چیز به چندین برابر زیبایی و قدرت خود میرسد.
دورم دریغ موسمِ عشرت ز دوستاننزدیک شد که باز شود تازه بوستان
هوش مصنوعی: دوران خوشی و شادی از همنشینی با دوستان به پایان نزدیک میشود و امیدوارم که دوباره باغ شادی و نشاط باز شود.
یارم نمی خورد غم من هیچ و من همهخون می¬خورم به جای مِی آخر نکوست آن
هوش مصنوعی: دوست من به هیچوجه نگران غم من نیست و من به جای نوشیدن شراب، تمام درد و رنج خود را میخورم و در نهایت، این وضعیت خوب خواهد بود.
هرگز نداشت بی گره کینه ابروانسبحانه تعالی آخر چه خوست آن
هوش مصنوعی: هرگز ابروان خالی از کینه و حسد نبودهاند، پس نهایتاً خواستهی او چه بوده است؟
ای رشکِ آفتابِ جهان تاب روی تویا رب چه آفتاب و چه ماه وچه روست آن
هوش مصنوعی: ای محبوبی که زیباییات مانند آفتاب درخشان است، خدایا این چه زیباییای است که فراتر از خورشید و ماه و هرچیز دیگر میدرخشد!
گر بر رسند کآفت خورشید و ماه کیستخورشید و ماه هر دو بگویند اوست آن
هوش مصنوعی: اگر به هنگام آشفتگی و بلا، خورشید و ماه هم به مشکل بخورند، هر دو به اتفاق خواهند گفت که اوست که باعث این وضعیت شده است.
از نورِ محض خلقتِ او آفریده اندچون خلقِ خاکیان نه ز نشو و نموست آن
هوش مصنوعی: او را از نور خالص آفریدهاند که مانند دیگر موجودات خاکی نیست و نشو و نمای معمولی ندارد.
عشّاق را ز سنگ ملامت حجاب نیستآن کو نداشت طاقتِ سنگی سبوست آن
هوش مصنوعی: عاشقان از اینکه مورد سرزنش قرار گیرند ناراحت نمیشوند؛ زیرا کسی که نتواند سنگینی عشق را تحمل کند، شایستهای برای عشق نیست.
یا رب بود که یاد نزاری همی کننددر بارگاهِ خسرو آفاق دوستان
هوش مصنوعی: ای خدا، آیا این امکان دارد که دوستان در بارگاه پادشاهان و بزرگان، همواره یاد ناز و لطافت را بکنند؟
آن شاهِ سرفراز که در جنب رایتشبر چرخ نیست اتلس ازرق رگوست آن
هوش مصنوعی: آن پادشاه بزرگ و سرافراز که در زیر پرچمش هیچکس را برتر از خود نمیبیند، همچون عبای آبی رنگش بر روی آسمان میدرخشد.