شمارهٔ ۹۶۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ارتباط عمیق بین روح و جسم اشاره میکند و بیان میکند که در حضور معشوق، فردیت و تمایزها از بین میروند. او تأکید میکند که در حالت عشق و اتحاد با معشوق، مرزهای "من" و "ما" محو میشود و هر چیز به یک وجود واحد تبدیل میشود. شاعر همچنین از خودخواهی و خودبینی میگوید و به درک عمیقتری از وجود اشاره میکند که فراتر از جسم و مکان است. به طور کل، این شعر در مورد عشق و اتحاد روحی و عمیق بین دو عشق ورز میباشد.
ای روح من در قلب تو چون جان تو در جسم تناین جا نداند هر کسی تا من تو ام یا خود تو من
هوش مصنوعی: ای روح من در قلب تو مانند جان تو در جسمت است. هیچکس جز من نمیداند که آیا من تو هستم یا تو خودت من هستی.
نی نی غلط کردم توای فی الجمله بی تو من کی امآنجا که تو یک دل شوی با من نماند جان و تن
هوش مصنوعی: من اشتباه کردم، ای محبت، بدون تو من هیچکس نیستم. جایی که تو با من یکدل شوی، دیگر نه جان میماند و نه تن.
آن جا که از مایی ما با ما نماند ما و منگو عقل خودبینی مکن گو جسم از جان بر شکن
هوش مصنوعی: در جایی که ما وجود نداریم و تنها ما و خودمان ماندهایم، باید بدانیم که به خود نبالیم و مغرور نشویم، چرا که باید از جسم جدا شویم و به روح بپردازیم.
چون بی جهت گردد جهت چون بی مکان باشد مکانشاید که این جا گویمش در لامکان دارد وطن
هوش مصنوعی: زمانی که بدون دلیل، مسیر دچار تغییر شود و مکان از معنا خالی گردد، ممکن است به اینجا بگویم که سرزمین او در جایی فراتر از مکانها قرار دارد.
هان هان نزاری بس که بس از حد ببردی دم مزندر ذات واحد جز احد کس را بود حد سخن
هوش مصنوعی: ای نزاری، مراقب باش که تو از حد و مرزهای خود فراتر رفتهای؛ پس در مورد ذات واحد و یکتا صحبت نکن، زیرا هیچکس نمیتواند در مورد آن توضیح بدهد یا حدی برایش قرار دهد.