تناجی
حکیم نزاری قهستانی

شمارهٔ ۹۶۳

ای روح من در قلب تو چون جان تو در جسم تناین جا نداند هر کسی تا من تو ام یا خود تو من
نی نی غلط کردم توای فی الجمله بی تو من کی امآنجا که تو یک دل شوی با من نماند جان و تن
آن جا که از مایی ما با ما نماند ما و منگو عقل خودبینی مکن گو جسم از جان بر شکن
چون بی جهت گردد جهت چون بی مکان باشد مکانشاید که این جا گویمش در لامکان دارد وطن
هان هان نزاری بس که بس از حد ببردی دم مزندر ذات واحد جز احد کس را بود حد سخن