شمارهٔ ۱۱۳۱
هوش مصنوعی: این شاعر در این شعر به معشوق خود اشاره میکند و زیبایی و جذابیت او را توصیف میکند. او از عشق و اضطرابی که در دل دارد سخن میگوید و بر تأثیرات عشق بر زندگیاش تأکید میکند. شاعر نسبت به درد و رنجی که از دوری معشوق میکشد، ناله میکند و خواستار نزدیک شدن به او و رسیدن به وصال است. در نهایت، او از معشوق میخواهد که اندکی تأمل کرده و نگذارد عشق به فتنه و آشوبی بینجامد.
ای صورت خیالت در پیش من شرابیوی پرتو جمالت در چشمم آفتابی
هوش مصنوعی: ای تصویر خیال تو در برابر من مانند شرابی است و نور زیبایی تو در چشمانم مانند آفتاب میتابد.
از چشم پرخمارت در مغزِ من بخاریوز زلفِ تابدارت در جانم اضطرابی
هوش مصنوعی: نگاه عمیق و خمار تو در ذهن من شعلهای روشن میکند و موهای تابدار تو در روح من اضطرابی ایجاد میکند.
شبهای تا به روزم از دیده رفته سیلیوز تابِ آتش تب در دل فتاده تابی
هوش مصنوعی: در شبهای طولانی تا بامداد، اشکهایم از چشمانم رفته و در دل من حرارت آتشین عشقی سوزان وجود دارد.
از سوز سینه بسته وز درد دل گشادهبر هر نفس شراری وز هر مژه زهابی
هوش مصنوعی: از آتش دل و سوزی که در سینه دارم، هر لحظه شعلهای برمیافروزم و از هر مژهام، قطرهای میریزد.
حلاجوار خواهم بر دار عشق خود راوز حلقههای زلفت در حلق من طنابی
هوش مصنوعی: میخواهم مانند حلاج به خاطر عشق خود را بر دار بلا ببندم و از حلقههای موی تو، برای خودم طنابی بسازم.
یک ره نصیحتی کن خورشید حسنِ خود راتا فتنه برنخیزد گو برفکن نقابی
هوش مصنوعی: یک بار در مورد زیبایی و جذبهات نصیحتی کن، تا فتنه و آشفتگیای ایجاد نشود. بهتر است چهرهات را بپوشانی.
سوزِ تو در سرِ من صوریست در قیامتمهرِ تو در دل من گنجیست در خرابی
هوش مصنوعی: عشق و احساس تو در وجود من حضوری عمیق دارد که مانند نشانهای در روز قیامت خود را نشان میدهد. در دل من، محبت و یاد تو به قدری ارزشمند است که حتی در شرایط نامساعد و ناامیدی همچنان وجود دارد.
آخر به کویِ وصلت دریوزه چند آرمیا زود کن ثوابی یا باز ده جوابی
هوش مصنوعی: آیا به در خانه تو بیوقفه التماس کنم یا هر چه سریعتر پاداشی بدهی یا پاسخی به من بدهی؟
در کشتن نزاری تعجیل مینماییآهستهتر نگارا گر نیست بس شتابی
هوش مصنوعی: عزیزم، در کار کشتن نزار (عشق) شتاب نکن. بهتر است آرامتر پیش بروی، چرا که این شتابی که داری، لازم نیست.