شمارهٔ ۱۲۲۴
هوش مصنوعی: این شعر، به بیان احساسات و افکار عاشقانه شاعر میپردازد. او از باد میخواهد که خبرهایی از قهستان و شروان بیاورد و نگرانیاش را از کسی بازگو میکند که در دنیا مانند او خوب نیست. شاعر ابراز میکند که حتی اگر به چمن برسد، در حالتی ناامید و غمگین قرار دارد. او به چهرة دلبند خود اشاره میکند و از عمق احساساتش سخن میگوید که به طور پنهانی با عشق لیلی پیوند خورده است. شاعر در نهایت، از صبر و تحمل خود شکایت کرده و به سفر و غربت خود اشاره میکند و حسرت دوری از دوستان را بیان میکند و به امید رسیدن به دیدار کسانش دعا میکند.
بگذر ای باد بر اطرافِ قهستان سحریزود باز آر به شروان و شماخی خبری
هوش مصنوعی: ای باد، از اطراف قهستان عبور کن و اگر ممکن است، خبر تازهای از شروان و شماخی بیاور.
خاطری نیک به احوالِ کسی ملتفت استکه چو او نیست در آفاق به خوبی دگری
هوش مصنوعی: کسی که با نیکویی به حال دیگران توجه میکند، دلش به خاطر این است که مانند او در دنیا کسی دیگر با خوبیهایش وجود ندارد.
گر بدان سرو رسی گو به چمن پست شدمبه لگد کوب و تو ناکرده به سویم گذری
هوش مصنوعی: اگر به آن سرو زیبا برسی، بگو که من به خاطر تو به آزار و سختی افتادهام، و تو بدون اینکه کار اشتباهی کرده باشی، به من بیاعتنا هستی.
رویِ شیرین نفسی بی مگسی نادیدهمی زنم زار چو فرهاد سری بر کمری
هوش مصنوعی: من با دلداری و لذت، در حالی که هیچ زردی و ناخوشی وجود ندارد، به حالتی غمگین و عاشقانه مثل فرهاد که بر کوهی میکوشد سر به کمر یار بزنم.
رازِ سربسته ی لیلی به کسی نگشایدهم چو مجنون شده ام در همه عالم سمری
هوش مصنوعی: راز عشق لیلی را کسی نمیداند؛ من نیز مانند مجنون در تمام دنیا همچون گیاهی خشکیدهام.
کیست کز دفترِ ما یاد ندارد ورقیکیست کز قصّه ی ما یاد ندارد قدری
هوش مصنوعی: کیست که از دفتر ما یاد ندارد؟ کیست که داستان ما را فراموش کرده باشد؟
من اگر سر برود بر سرِ پیمان تواملیکن از عهدِ تو باید که ببینم اثری
هوش مصنوعی: من اگرچه جانم را هم بر سر وعده و پیمان تو میگذارم، اما از تو انتظار دارم که نشانهای از وفای به عهدت را ببینم.
نفسی بیش نمانده ست به همّت مددیصبر ازین بیش ندارم به عنایت نظری
هوش مصنوعی: زندگیام به پایان نزدیک است و از نظر تو یاری میطلبم. دیگر نمیتوانم بیشتر از این صبر کنم و به کمک تو نیاز دارم.
هم چو سوزن شدم از صبر نه آخر مثل استهم به جایی کَشَد این رشته به تدریج سری
هوش مصنوعی: به مانند سوزنی هستم که از صبر ساخته شدهام. نهایتاً، مانند این است که این رشته به تدریج به جایی کشیده میشود و سرانجام نتیجهای خواهد داشت.
بارها هر چه به غربت ز سفر توبه کنمبه علی رغم برآید ز زمینم سفری
هوش مصنوعی: من بارها تصمیم گرفتهام که از غم دوری و غربت دست بکشم و توبه کنم، اما با وجود این، همیشه سفر به دور و برم به سمت من باز میگردد و زمین مرا به سفر میکشاند.
گر نزاری به قهستان رسد از شروان بازچه مبارک سفری باشد و میمون حضری
هوش مصنوعی: اگر کسی از نزار به قهستان برود و از شروان بازگردد، چه سفر خوش و چه زمان شادی خواهد بود.
باز نادیدنِ اصحاب و به حسرت رفتنسخت کاری ست دگر هیچ ندارد خطری
هوش مصنوعی: دیدن دوستان و عزیزان را از دست دادن و با حسرت به این موضوع فکر کردن، کار دشواری است، اما هیچ خطری در آن وجود ندارد.