شمارهٔ ۱۲۵۵
هوش مصنوعی: این شعر از نزاری بر احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق تأکید دارد. او به عشق و غم ناشی از جدایی اشاره میکند و از حسرت در دوری محبوب مینالد. شاعر از زیباییهای عشق و تأثیر آن بر روح و دل انسان سخن میگوید و به بهای سختیهایی که باید پرداخت اشاره میکند. او در عین حال از ناامیدی خود در بیان درد و غم به دیگران میگوید و به تضاد بین ثروتمندان و عاشقان فقیر اشاره دارد. در نهایت، او به تنهایی و اندوهی که در دل دارد اعتراف میکند و بیان میکند که نمیتواند این درد را با دیگران در میان بگذارد.
به اعتقاد نزاری عزیزتر به بسیز هر چه در همه آفاق هست همنفسی
هوش مصنوعی: به نظر نزاری، همدلی و همراهی عزیزتر و ارزشمندتر از هر چیزی است که در جهان وجود دارد.
ز عشق دیر خبر یافتیم واویلاکه روزگار به سر بردهایم در هوسی
هوش مصنوعی: از عشق خبر دیر به ما رسید و آه و افسوس که در شوری از روزگار به سر میبریم.
به باغ قیمت گل بلبل آن گهی داندکه مدتی بکشد بار هجر در قفسی
هوش مصنوعی: بلبل فقط در زمانی میتواند به ارزش گلهای باغ پی ببرد که بفهمد چقدر طول خواهد کشید تا مدت دوری و جدایی او از محبوبش بگذرد و در این قفس بماند.
چو چشم شوخ دلم در سر نظر میکردبه مصلحت شدم از پیش خلق باز پسی
هوش مصنوعی: وقتی چشمهای زیبا و شیطنتآمیز دلم به زیباییها نگاه میکرد، برای حفظ مصلحت و منافع خودم از دیگران کنارهگیری کردم.
خیالِ روی تو اندر نظر که را طاقتکه من بدیدمش آشفتهتر شدم به بسی
هوش مصنوعی: تصویر چهره تو در ذهن من آنقدر قوی و جذاب است که هیچکس نمیتواند تحمل کند، زیرا هر بار که به آن نگاه میکنم، بیشتر و بیشتر دچار آشفتگی و بیقراری میشوم.
اگر به تیغ زدی در حضور دوست رقیبچنان بدم به تحیر که در عسل مگسی
هوش مصنوعی: اگر در حضور دوستم به رقیبی حمله کنم، وی چنان گیج و متحیر میشود مانند مگسی که در عسل مانده است.
نه برگ خلوت و نه روی در میان بودننه چاره دگر الّا سفر نه دسترسی
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که نه تنها در تنهایی و نه در اوج روابط، راهی برای فرار از مشکلات نیست و هیچ راه دیگری به جز سفر و دوری از مکان فعلی وجود ندارد.
به غصّه میروم و این بتر که قصّه خویشنمیتوانم گفت از مصاحبان به کسی
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوه به جایی میروم و این بس بدتر است که نمیتوانم داستان خود را از میان دوستانم به کسی بگویم.
به آب سر نتوان دفع کرد آتش دلوگرنه میرود اینک ز چشم من ارسی
هوش مصنوعی: نمیتوان با آب آتش درون را خاموش کرد و اگر این طور باشد، اشکهایم مثل سطل آبی میروند و از چشمانم سرازیر میشوند.
نزاریا به که نالی چو دوستان فریادنمیرسند و ندارد فراق وابرسی
هوش مصنوعی: نزاریا، بهتر است چیزی نگویی، چرا که دوستانت صدایت را نمیشنوند و در غم فاصله، کمکی نیست.
توانگرانِ بیاسوده در کجاوه نازچه غم خورند که فریاد میکند جرسی
هوش مصنوعی: ثروتمندان که در زندگی راحت و آسودهای هستند، نباید نگران باشند؛ زیرا صدای نالهای از درونشان به گوش میرسد که نشاندهندهی غم و دلتنگیشان است.