شمارهٔ ۱۳۰۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد تا شرابی بیاورد که حالش را خوب کند، زیرا در زندگیاش نقطهای از شادی و عشق نمیبیند. او از درد عشق و خماری صحبت میکند و میگوید که تنها علاج او همین میاست. شاعر تصریح میکند که هیچ درمان دیگری وجود نخواهد داشت و با اشاره به مفهوم بازگشت هر چیز به اصل خود، از او میخواهد تا مشغول می خوری شود و شراب قویتری به او بدهد. او همچنین از فشارهای اجتماعی و ننگ و نام یاد میکند و میخواهد از این قیدها آزاد شود.
ساقیا می بیار حالی میکه ندارم سرِ کجا که و کی
هوش مصنوعی: ای ساقی، برایم شراب بیاور، زیرا من در حالتی هستم که نمیدانم کجا و کی هستم.
خلوتی کن که عشق بپسنددنه چو نفرت گرفته عشق از وی
هوش مصنوعی: تنهایی بگزین که عشق تو را بپسندد، نه مانند حالتی که عشق به دلیل نفرت از کسی دچار درد و رنج شده است.
دردِ مخموری مرا دانیکه نباشد علاج الا می
هوش مصنوعی: درد ناشی از مستی و سرخوشی را میدانی که درمانش جز نوشیدن شراب نیست.
هیچ درمان دگر نخواهد بودگفتهاند آخِرُ الدَوا الکی
هوش مصنوعی: هیچ دارویی دیگر وجود نخواهد داشت و گفتهاند که در آخرین مرحله باید به خودمان رجوع کنیم.
باز گردد به اصلِ خود هر چیزچند گویی بس از شی ولاشی
هوش مصنوعی: هر چیزی در نهایت به منبع و ذات خود برمیگردد، هرچقدر هم که درباره آن صحبت کنیم یا در ظاهر تغییر کند.
خنب شخص من است و می جانمزنده بی جان کجا بود رگ و پی
هوش مصنوعی: شخص من بهگونهای است که میتوانم زنده بمانم حتی بدون داشتن جان، و این نشاندهنده عمق وجود و ارتباط من با زندگی است. وجود من در جایی است که رگ و پی وجود دارد، اما همچنان از حالت بیجانی خارج نمیشوم.
بر سرم کن چنان شرابی پُرکه ز پیشانیم بریزد خوی
هوش مصنوعی: سرم را پر از شرابی کن که از پیشانیام بریزد، بهطوری که هویتم را تغییر دهد.
شرحِ ماء العنب نخواندهایوِ مِن الماءِ کُلّ شِی ءِ حی
هوش مصنوعی: شرح خاصیت شراب را نخواندهای و در حقیقت، از آب هر چیز زندهای به وجود میآید.
جامِ می بر کف نزاری نهتا برآرد دمار از دمِ دی
هوش مصنوعی: گلابی را در دست نگیر تا زمانی که اثری از نیرویی به نام دی برآید که تو را به زحمت بیندازد.
ورقِ نام و ننگ را طی کنتا کی از طمطراقِ حاتمِ طی
هوش مصنوعی: به دنبال مقام و اعتبار نرو و از شرایط و ظاهرسازیهای اجتماعی دست بردار، زیرا ادامه این کار تو را به جایی نخواهد رساند.