شمارهٔ ۱۳۴۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و عدم توانایی شاعر در زندگی بدون معشوق است. او میگوید که بدون معشوق هیچ آرامش و قراری ندارد و عمرش بیفایده میگذرد. اگرچه رقیبانش از وصل میبرند، او در انتظار معشوقش است. اگر تنها لحظهای به دلش نگاهی بیندازند، برایش کافی خواهد بود. شاعر همچنین به بیپناهی خود اشاره میکند و از معشوق طلب یاری دارد. او در نهایت به این نتیجه میرسد که تنها با یک اشاره از معشوق میتواند خوشحال شود.
ای بی تو دلِ مرا قراری نیهیچم ز میانِ تو کناری نی
هوش مصنوعی: بی تو، دل من هیچ آرامشی ندارد و هیچ جایی از تو دور نمیشوم.
انصاف که عمر می کند ضایعآن را که به دست چون تو یاری نی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انصافاً کسی که عمرش را بیهوده میگذرانید، اگر دستی مثل تو نداشته باشد که به او یاری رساند، مسلماً در ضرر خواهد بود. در واقع، عمر خود را در راهی هدر میدهد که هیچ بهرهای از آن نمیبرد.
از وصلِ رقیب بهره می یابدما را ز تو بیش انتظاری نی
هوش مصنوعی: ما از وصال رقیب لذت میبریم و از تو انتظار زیاد نداریم.
گر دریابی دمی دل ما راهرگز به از این سری و کاری نی
هوش مصنوعی: اگر لحظهای به دل ما پی ببری، هیچ چیز دیگر از این راز و کار بهتر نیست.
گر بار دهی وگرنه بر جانمبیرون ز محبّتِ تو یاری نی
هوش مصنوعی: اگر به من حمایت کنی یا نکنى، در هر حال، عشق تو به من کمکى نمىکند و من در درد و رنج خواهم ماند.
دریاب نزاریِ به زاری رادر عشقِ تو هم چو او نزاری نی
هوش مصنوعی: به فردی که در عشق تو غمگین و دلشکسته است، توجه کن و حال او را درک کن؛ زیرا او نیز مانند تو در درد عشق به سر میبرد.
بل تا به کرشمه ای شود خوش دلاز تو به همین قدر که آری ، نی
هوش مصنوعی: تا زمانی که با ناز و کرشمهای دل مرا شاد کنی، فقط همین قدر که بگویی "آری"، کافی است.