شمارهٔ ۴۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حیرت و بهت شاعر در مورد وجود دوست و شرایط اوست. شاعر از دوست میپرسد که چه زمانی و کجا آمده و اکنون کجاست. او در مییابد که وجود آن دوست همینند وجود خود اوست و از آنجا که او با کجنگری به مسائل نگاه میکند، نمیتواند حقایق را به درستی ببیند.
گفتی که کی آمد و کجا بود و کجاست؟چندین حیرت در رهت ای دوست چراست؟
هوش مصنوعی: تو از من پرسیدی که کی آمد، کجا بود و الان کجاست؟ چرا اینقدر در مسیر تو، ای دوست، حیرت و سردرگمی وجود دارد؟
آن همچو من و تو استحالت نکندکژ می نگری از آن نمی بینی راست
هوش مصنوعی: این شخص مثل من و تو تغییر نمیکند؛ اگر به آن نادرست نگاه کنی، نمیتوانی حقیقت را ببینی.