شمارهٔ ۳۹
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دلنوازی سخن میگوید. او بیان میکند که میخواهد دل و جان خود را به معشوقش بدهد و از عشق و هوسش سخن میگوید. شاعر تأکید میکند که حرص و مال را کنار میگذارد و تنها به عشق و احساساتش اهمیت میدهد. او تمثیلی از چشم و دل را به شمع و آتش و آب تشبیه کرده و به زیبایی احساساتش اشاره میکند. همچنین، او از عقل و زحماتش شکایت دارد و اینکه چقدر برای عشقش فداکاری کرده و باز هم خواهد کرد. در نهایت، شاعر از زیبایی و ناز معشوقش صحبت میکند و میگوید که برای او جانش را نیز خواهد فدای عشقش کند.
دل بدان دلنواز خواهم دادجان بشمع طراز خواهم داد
هوش مصنوعی: میخواهم دل را به کسی که دلپذیر است بسپارم و جانم را به جایی که نورانی و زیباست تقدیم کنم.
پس ازین من بدست عشق و هوسمالش حرص و از خواهم داد
هوش مصنوعی: پس از این، من تحت تأثیر عشق و آرزوها قرار میگیرم و حرص و نیازهای خود را رها میکنم.
چشم و دل را چو شمع و اتش و آبمایه و برگ و ساز خواهم داد
هوش مصنوعی: چشم و دل را مانند شمع و آتش و آب، آمیخته و مرتبط به هم میسازم.
مده ای عقل زحمتم بسیارکه جواب تو باز خواهم داد
هوش مصنوعی: عقل خویش را به زحمت نینداز، چون به زودی به سوال تو پاسخ خواهم داد.
چند گویی که دل بدو دادی؟دادم آری و باز خواهم داد
هوش مصنوعی: چند بار باید بگویی که دل خود را به او سپردهای؟ بله، من سپردهام و دوباره هم آن را خواهم داد.
بر سرم عشق ترکناز آوردتن درین ترکتاز خواهم داد
هوش مصنوعی: عشق زیبا و دلربا بر من چیره شده است و من به خاطر این عشق، حاضر هستم هر چیزی را فدای آن کنم.
زین دو در بند دیدگان شب و روزاشکها را جواز خواهم داد
هوش مصنوعی: از این دو دریچه که شب و روز را میبینند، به اشکهایم اجازهی ابراز میدهم.
ار دل از من بناز میخواهدمن بدو از نیاز خواهم داد
هوش مصنوعی: اگر دل از من محبت و زیبایی میطلبد، من هم از نیاز خودم به او پاسخ میدهم.
نازنین است یار من پیششجان شیرین بناز خواهم داد
هوش مصنوعی: دوست عزیز و نازنین من است و به خاطر او جان شیرینم را فدای محبتش میکنم.