تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۱

چون دید صبا میان بستان گل راوز بی شرمی پیش تو خندان گل را
در حال در آویخت بپایش ز درختپس کرد ز خار تیر باران گل را